گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران کتاب شریف نهج البلاغه/ حکایات ناب گلستان سعدی

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران کتاب شریف نهج البلاغه/ حکایات ناب گلستان سعدی

آخرین نظرات
  • ۲۹ تیر ۹۷، ۱۲:۲۷ - besharat mo
    عالی


حضرت امیرالمومنین علیه السلام در بی‌ارزشی دنیا می‌فرمایند:

به خدا که این دنیاى شما در دیده من خوارتر از استخوان خوکى است که در دست گرى باشد.

 

شاید در چهارپایان هیچ حیوانی زشت‌تر و بدقیافه‌تر از خوک نباشد. اصلا انسان از دیدنش نفرت پیدا می‌کند. اکنون خوک مرده‌ای را فرض کنید که متعفن هم شده باشد. خودش که نجس العین است. افزون بر این‌ حالا مرده است، متعفن شده و گوشت‌هایش پراکنده شده و استخوانی از این خوک باقی مانده است. اگر جوان زیبایی این استخوان را به دست بگیرد، باز انسان رغبت نمی‌کند که به آن نگاه کند. حال فرض کنید به جای این جوان زیبا، فردی جذامی این استخوان را به دست بگیرد. فرد جذامی مبتلا به خوره می‌شود، گوشت‌هایشان می‌ریزد و قیافه بسیار بدی پیدا می‌کند. انسان چقدر به استخوان متعفن خوک مرده‌ای که در دست یک جذامی است، رغبت دارد؟!!

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

به خدایى که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند، و یاران، حجت بر من تمام نمى نمودند، و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یارى گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست مى گذاشتم و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنارى مى داشتم، و مى دیدید که دنیاى شما را به چیزى نمى شمارم و حکومت را پشیزى ارزش(ارزشی کمتر از آب بینی بز زکامی) نمى گذارم.

 

ارزش این دنیایی که این همه مردم سر و دست برایش می‌شکنند و گاهی برای این‌که به آن برسند، جان خودشان را به خطر می‌اندازند، نزد مولایمان امیر المومنین علیه السلام از آب بینی بز زکامی کمتر است. رغبت ایشان به خلافت کمتر از رغبتی بود که یک انسان به آب بینی بز پیدا می‌کند! هیچ عاقلی به آب بینی بز رغبت پیدا می‌کند؟!

 

 

پی نوشت:

بخشی از خطبه ۳ (شقشقیه) ؛ ... وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ.
گوهر نویس

حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

دنیا را خرد مقدارتر از پر کاه و خشکیده گیاه بینید، و از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آن که پسینیان از شما عبرت گیرند. دنیاى نکوهیده را برانید، چه او کسانى را از خود رانده است که بیش از شما شیفته آن بوده اند.

نکته۱:

هنگامی‌که کشاورزان محصول‌شان را بر باد می‌دهند تا گندم را از کاه جدا کنند، گرد کاهی به هوا پراکنده می‌شود، که هیچ فایده‌ای ندارد. هم‌چنین خیاط وقتی پارچه را می‌برد، تکه‌های ریزی از زیر قیچی‌اش می‌افتد که به هیچ دردی نمی‌خورد. حضرت می‌فرماید: برای دنیا از این ذرات کاهی که در هوا پراکنده می‌شود و آن خرده‌ریزه‌های پارچه، کمتر ارزش قائل بشوید.

نکته۲:

اگر امور دنیا را به خاطر این‌که خدا دوست دارد، انجام بدهیم، این ارزش دارد، به خاطر این‌که وسیله‌ای است برای اطاعت خدا و انجام وظایفی که خدا به عهده ما گذاشته است. اما خود این امور دنیا به تنهایی هیچ ارزشی ندارد و ارزش آن از گرد و خاک و خار و خاشاک نیز کم‌تر است.

 

گوهر نویس

گمان مبر که حسن بی‌ضریح و بی‌حرم است، کریم آل‌عبا هرچه هست می‌بخشد

 ولادت امام‌حسن‌مجتبی علیه‌السلام مبارک باد


گوهر نویس

حضرت مولی الموحّدین علی علیه السلام در معرفی اسلام می‌فرمایند:

اسلام را چنان وصف کنم که کس پیش از من نکرده است:

اسلام گردن نهادن است و گردن نهادن یقین داشتن،

و یقین داشت راست انگاشتن و راست انگاشتن بر خود لازم ساختن،

و بر خود لازم ساختن انجام دادن و انجام دادن به کار نیک  پرداختن.


بطور خلاصه می‌توان گفت: اسلام یعنی تسلیم محض بودن در برابر امر و نهی خداوند عزیز متعال.

پی نوشت:

حکمت ۱۲۵ ؛ ص ۳۸۲

 

گوهر نویس

 

حضرت علی علیه السلام در توصیف دنیا می‌فرمایند:

دنیا همچون مار است ، سودن آن نرم و هموار، و درون آن زهر مرگبار.

فریفته‌ی نادان دوستی آن پذیرد و خردمند دانا از آن دوری گیرد.


دنیا به ماری تشبیه شده که پوست آن نرم و لطیف است ، وقتی او را لمس می‌کنی از لطافت پوست آن لذت می‌بری اما غافل از زهر کشنده دورنش هستی. اگر باور داشته باشیم دنیا مار است هرگز فریفته‌ی ظاهر خوش آب و رنگ آن نخواهیم شد.

پی نوشت:

حکمت ۱۱۹ ؛ ص ۳۸۱

گوهر نویس

 

حضرت امیر علیه السلام درباره مردم دنیاپرست می‌فرمایند:

مردم چیزی از کار دین را برای بهبود دنیای خود وانگذارند جز آنکه خدا چیزی را که زیانش از آن بیشتر است پیشاپیش آنان آرد.

چه بسیارند افرادی که دستورات دین را جدی نمی‌گیرند تا دنیای آنها فراهم‌تر شود، مثال مهم آن خمس است، این واجب الهی که تقریبا فراموش شده است. افرادی که خمس مال خود را نمی‌دهند فکر می‌کنند مال آنها زیاد می‌شود در حالی که خدا اتفاقی پیش می‌آورد که زیان آن به مراتب بیشتر از زیان ظاهری خمس دادن است. مثل هزینه‌های درمان بیماری‌های عجیب و غریب ، هزینه‌های تصادفات و ...

پی نوشت:

حکمت۱۰۶ ؛ ص ۳۷۸

گوهر نویس

 

توصیه حضرت علی علیه السلام وقتی که می‌خواهیم بنده‌ی خدایی را حاجت روا کنیم:

روا ساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید:

۱- خُرد شمردن آن، تا بزرگ نماید.

۲- پوشیدن آن تا آشکار گردد.

۳- و شتاب کردن در آن تا گوارا شود.

وقتی به کسی وعده برآورده کردن حاجتش را می‌دهیم باید شتاب کرد تا شیرینی‌اش را چشید. هم برای برآورده کننده حاجت و هم برای برآورده شده حاجت!

ما باید کار خیری که انجام می‌دهیم را کوچک بدانیم تا در درگاه الهی بزرگ شمرده شود و باید مخفیانه عمل کنیم تا در نزد پروردگار آشکارا شود.

پی نوشت:

حکمت ۱۰۰؛ ص۳۷۷

گوهر نویس

 

توصیه حضرت امیر علیه السلام وقتی که حدیثی را شنیدیم:

چون حدیثی شنیدید آن را فهم و رعایت کنید،

نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و به کار بندان آن اندک در شمار!


چه بسیار کمند عالمان عامل و چه بسیار زیادند عالمان بی‌عمل. عالمانی که همچون الاغ بار انبوه کتاب بر گرده خود دارند و دیگر هیچ!

پی نوشت:

حکمت ۹۸؛ ص ۳۷۶

گوهر نویس

 

مولایمان امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند:

هیچ کاری با تقوا اندک نیست و چگونه اندک بُوَد آنچه پذیرفتنی است.


عملی که خالصانه و همراه با تقوا انجام شود، در درگاه عظیم الهی مورد قبول واقع می‌شود.و کاری که خداوند عزیز متعال قبول کند بسیار ارزشمند و بزرگ است. چون خود خدا و صفات خدا بزرگ و بی‌نهایت هستند.

پی نوشت:

حکمت ۹۵ ؛ ص۳۷۶

گوهر نویس