گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «توصیف آفرینش انسان» ثبت شده است


حضرت علی علیه السلام خطاب به انسان‌ها می‌فرمایند:

اى آفریده راست اندام، و پدیده‌ی نگاه‌دارى شده در تاریکیهاى ارحام، و در پرده هایى نهاده و هر پرده بر دیگرى فتاده. آغاز شدى از آنچه برون کشیده شد از گل و لاى، و نهاده شدى در آرامگاهى بر جاى، تا مدتى که دانسته است و زمانى که قسمت شده است. در دل مادرت مى جنبیدى .... پس چه کسى تو را راه کشیدن خوراک از پستان مادر نمایاند؟


مولایمان علی علیه السلام نعمت‌هایی از خداوند را به ما گوش‌زد می‌فرمایند که معمولا از آنها غافل هستیم، همین راست اندامی، تصور کنید اگر استخوان دست و پا منحنی شکل بود، چقدر بد ترکیب و بدقواره می‌شد! یا فرض کنید پوست کف دستمان این شیارهای به شکل ۱۸ و ۸۱ را نداشت، چگونه دستمان را مشت می‌کردیم؟! اگر پوست کف دست و پوست انگشتان صاف بود و این سه شیار را نداشت چه می‌شد؟! احتمالا با هر بار مشت کردن دست ، پوست جمع می‌شد و درد می‌گرفت. هیچ گاه به این نعمت‌ها فکر کرده بودید؟!


 تاریکی رحم مادر و نحوه خلقت انسان نکته‌ی بعدی است که حضرت توضیح می‌دهند. در نهایت نعمت بزرگ دیگری را گوشزد می‌فرمایند، اینکه کودک بعد از تولد مستقیم سراغ سینه مادر می‌رود و شیر را پمپاژ می‌کند تا رگ‌ها به جنبش افتد و جریان شیر آغاز شود، چه کسی این راه را به نوزاد تازه متولد شده یاد داده است؟ آیا با یادگیری مشاهده‌ای یاد گرفته است؟! بچه‌ای که هنوز چشم‌هایش بسته است و نور دنیا برایش کور کننده است چگونه مشاهده کرده !  قدرت و حکمت و رحمت خدا را باید در نوزادان دید و لذت برد.


باید با دیدن نوزاد معرفت و محبت خود را به خدای خالق حکیم افزایش داد. مگر نمی‌بینی که آرواره‌های دهان نوزاد آنقدر قوی هستند که با مکشی قدرتمند شیر را از شیرازه‌ی جان مادر بیرون می‌کشند. آن هم چه زیبا و دقیق ... ! 


مطالب بیشتر:

 وظیفه‌ی آن کس که خدا او را مالى بخشد


زمین و آسمان را برای مصلحت شما برپاشان داشته‌اند


کاهش میوه درختان و نباریدن باران نتیجه گناه بندگان


 

دنیا زدگی نتیجه جهالت ماست

گوهر نویس

 


مولایمان علی علیه السلام در وصف آفرینش انسان می‌فرماید:

با شما سخن گویم از این انسان که در تاریک‌جاى زهدانش بیافرید،

 و در پرده‌هاى تیره اش در پیچید. نطفه اى بود جهنده و پلید،

 سپس خونى شد لخته و نا تمام، و بچه اى در شکم مام،

 و شیرخواره اى از پستان، و کودکى در خور دبستان ...


انسان اگر بداند که ابتدا چه بوده، نطفه‌ای جهنده و پلید! و در آخر هم چه می‌شود، مرداری بدبو و غیر قابل تحمل. هرگز تکبّر نورزد هرگز!

گوهر نویس