گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

قطعه‌ای از مناجات شعبانیّه :

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِذَلِکَ. وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی. 

 (اى خدا اگر تو مرا عفو کنى که از تو سزاوارتر به عفو است و اگر اجلم نزدیک شد و عمل صالحم مرا به تو نزدیک نکرد من هم اقرار به گناهانم را وسیله عفوت قرار داده ‏ام. )

خدایا بخشش از بزرگان است و که از تو بزرگتر؟ که از تو سزاوارتر؟ خدایا وقتی به پرونده سیاهم نگاه می‌کنم، عمل صالحی ندارم که شایسته جلال و جبروت تو باشد. اعمالم یا ناقص بوده یا همراه با ریا یا همراه با تکبّر یا همراه با منّت یا ... تنها چیزی که می‌دانم این است که خیلی گناه کرده‌ام و امید دارم همین اقرار به گناهانم سبب شود تا مرا ببخشی.

 

مطالب بیشتر:

حضرت علی علیه السلام: من از این غفلت نگرانم...

پس اى شنونده از پس مستى هشیار باش!

آیا این جمله درسته؟ (آدم باید دلش پاک باشه...)

 

گوهر نویس

قطعه ای از مناجات شعبانیّه:

إِلٰهِى وَقَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِى فِى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ ، وَأَبْلَیْتُ شَبابِى فِى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ.

(خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم و جوانی‌ام را در مستی دوری از تو پیر نمودم. )

خدایا موهای سرم یکی یکی سفید می‌شود و من در شرّ غفلت غوطه‌ورم. آری به راستی که غفلت و فراموشی روز جزا شرّ محض است و انسان را به فنا می‌دهد.

 خدایا انگار مستم و نمی‌فهمم، مستی بالاتر از این که نفهمی چگونه عمرت می‌گذرد و پیر می‌شوی. در حالی که هدف خلقت خود را نشناختی و از خدا دور بودی.

مطالب بیشتر:

دنیا همچون گرد کاهی بی ارزش

کم‌تر از آب بینی بُز زکامی

مشمئزکننده‌تر از استخوان خوک مرده در دست جذامی 

ناچیزتر از نیم‌خورده ملخ

 

گوهر نویس

 

❤️‍🔥 بین قهرمان شدن تا قهرمان موندن کیلومترها فاصله‌س...

 

 روز جانباز فقط یادآور زخم و ویلچر و بیمارستان نیست.
روز آدم‌هاییه که یک‌بار وسط میدون مین ایستادن و بعد، سال‌ها وسط یه زندگی نصفه‌ونیمه دووم آوردن.

 

📚 کتاب «سامورایی در میدان مین» روایت زندگی حاج اسماعیل زمانیه؛
همون کَل‌اسمال معروفِ لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب(ع).
رزمنده‌ای که با تیربار، با هلی‌کوپتر دوئل می‌کرد، شوخ‌طبع بود، روحیه‌بخش بود و وسط دود و آتش، شبیه سامورایی‌های فیلم‌های ژاپنی می‌جنگید.

اما این کتاب فقط قصه‌ی شجاعت در عملیات والفجر و خیبر نیست.
نقطه‌ی عطفش اونجاست که یک گلوله، زندگی این رزمنده رو به «قبل» و «بعد» تقسیم می‌کنه.
جایی که پزشک جوابش می‌کنه که دیگه زنده نمی‌مونه» و چند ماه بعد، از دیدن همون جانباز، سرشو می‌گذارد روی میز و ویزیت رو تعطیل می‌کنه…

 

#سامورایی_در_میدان_مین کتاب جنگ نیست؛
کتاب ادامه‌دادنه.
کتاب آدمی که از هیاهوی میدون جنگ، به سکوتِ سختِ جانبازی می‌رسه و باز هم ادامه می‌ده!

💭 این روزها از زندگی شهدا زیاد خوندیم اما کم پیش اومده ذهنمون رو درگیر جانبازهایی کنیم که جنگ براشون تموم نشد؛ فقط شکلش عوض شد و سال‌هاست هر روز، بی‌صدا ادامه داره.
♨️ این کتاب، انتخابِ درستی برای روز جانبازه، برای خریدش فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی :)👇🏻

 

خرید از سایت نشر جمکران

 

فیلم دو دقیقه ای از این جانباز سرافراز را در لینک زیر مشاهده کنید:

 

یک سامورایی هرگز شکست نمی خوره

گوهر نویس

قطعه‌ای از مناجات شعبانیّه :

إِلٰهِى هَبْ لى کَمالَ الانْقِطاعِ إِلَیْکَ ، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ ، حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ، وَتَصِیرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ.

(خدایا کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسیدن کامل به خودت به من ارزانی کن و دیدگان دل‌هایمان را به پرتو نگاه به‌سوی خویش روشن کن تا دیدگان دل، پرده‌های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد و جان‌هایمان آویخته به شکوه قدست گردد. )

کمال انقطاع یعنی دل بریدن از غیر خدا ، یعنی دل بستن به خود خدا ، یعنی بدانی و با تمام حواس شش‌گانه‌ات لمس کنی که فقط و فقط خداست که آسمان و زمین و همه موجودات اعمّ از جمادات و جانوران و ... را مدیریت می‌کند، روزی می‌دهد ، خلق می‌کند و می‌میراند.

خدایا به حق انسان‌های کامل و عارفان به ذاتت این کمال انقطاع را به ما ارزانی بدار. تا چشم دلمان روشن شود و حجاب‌های عالم ظلمت را با تیغ معرفت پاره کند و به سرچشمه عظمت و قدرت و شکوه تو دست پیدا کند. تا روحمان پرواز کند به أعلی علییّن، در حالی که جسممان هنوز در این دنیاست.

بله ما در همین دنیای پر از خشونت و بیماری و مرگ و گناه و شهوت می‌توانیم روح‌مان را به سوی خدا به پرواز درآوریم. و این است مقام انسان‌های کامل، مقام فنای فی الله و بقای بالله.

مطالب بیشتر:

خدایا ببخش ما را چنان‌که حسین را به محمد جدش بخشیدی

خودش خسته عشق بود

خدایا چقدر دلم تنگ شده!

گوهر نویس