گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناجات با خدا» ثبت شده است

قطعه‌ای از مناجات شعبانیّه :

دست خط مبارک رهبر معظم انقلاب

إِلٰهِى هَبْ لِى قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ ، وَ لِساناً یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ ، وَنَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ.

(خدایا، قلبی به من عنایت کن که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند و زبانی که صدقش به‌جانب تو بالا برده شود و نگاهی که حق بودنش او را به تو نزدیک نماید.)

خدایا دلم و جانم را پر بفرما از نور معرفت و محبت به خودت، نوری که شور و جنبش به جانم می‌اندازد تا به تو نزدیک شوم. خدایا زبانم را صاف و صادق در راه خدمت به خودت و مردمت قرار بده تا به سوی تو پرواز کنم. خدایا چشمانم را نگاهی ببخش پر از صفا و مهربانی و خالی از حرام  و خشم و کینه، تا به تو نزدیک شوم.

خدایا همه‌ی اعضا و جوارحم را طوری مدیریت کن تا به هدف نهایی آفرینش یعنی بندگی و تقرّب به خودت منتهی شود. واضح است که خودمان ضعیف و فراموشکار هستیم، فقط تویی که اگر با تمام وجود خودمان را به تو بسپاریم، خیالمان راحت است که ضرر نمی‌کنیم قطعا!

مطالب بیشتر:

زینب به جرم عشق اسیر شد!

داستان‌های عاشورایی

فرازهایی از مناجات شعبانیّه

گوهر نویس

قطعه ای از مناجات شعبانیّه:

إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ ، وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ ، وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّى أُحِبُّکَ. 

(اى خدا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنى تو را به عفوت مؤاخذه مى‏ کنم و اگر مرا به گناهانم بازخواست کنى تو را به مغفرتت باز خواست کنم. و اگر مرا به آتش دوزخ ببرى اهل آتش را آگاه خواهم کرد که من تو را دوست مى ‏داشتم. )

خدایا می‌دانم گناهانم زیاد است اما بخشش تو زیادتر است. اگر مأمورین عذابت یقه‌ام را چسبیدند و کشان کشان مرا سمت دوزخ بردند، تنها پناه من امید به عفو و بخشش توست. خدایا اگر مرا به جهنّم ببری ، با صدای بلند فریاد می‌کشم و اعلام می‌کنم به اهل دوزخ که من تو را دوست می‌داشتم. آیا سزاوار است کسی که دوستت می‌دارد، اینگونه عذاب شود؟!

خدایا می‌دانم اگر واقعا دوستت داشتم، گناه نمی‌کردم. اما چه کنم که ضعیفم و تو قوی، پس به من رحم کن. خدایا همه اعمالم ناقص و آغشته به ریا و منّت و ... است، اما ای خدا من اهل بیت پیامبرت را دوست دارم. خدایا من امام حسین علیه السلام را دوست دارم. چشمان گنه‌کارم بارها در محبّت پسر زهرایت گریسته ، خدایا به من رحم کن.

مطالب بیشتر:

از خلقت آدمی شگفت گیرید!

گوهر انسانیّت انسان و دنیا

آفرینش انسان در کلام حضرت امیر علیه السلام

 

گوهر نویس

قطعه‌ای از مناجات شعبانیّه :

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِذَلِکَ. وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی. 

 (اى خدا اگر تو مرا عفو کنى که از تو سزاوارتر به عفو است و اگر اجلم نزدیک شد و عمل صالحم مرا به تو نزدیک نکرد من هم اقرار به گناهانم را وسیله عفوت قرار داده ‏ام. )

خدایا بخشش از بزرگان است و که از تو بزرگتر؟ که از تو سزاوارتر؟ خدایا وقتی به پرونده سیاهم نگاه می‌کنم، عمل صالحی ندارم که شایسته جلال و جبروت تو باشد. اعمالم یا ناقص بوده یا همراه با ریا یا همراه با تکبّر یا همراه با منّت یا ... تنها چیزی که می‌دانم این است که خیلی گناه کرده‌ام و امید دارم همین اقرار به گناهانم سبب شود تا مرا ببخشی.

 

مطالب بیشتر:

حضرت علی علیه السلام: من از این غفلت نگرانم...

پس اى شنونده از پس مستى هشیار باش!

آیا این جمله درسته؟ (آدم باید دلش پاک باشه...)

 

گوهر نویس

قطعه ای از مناجات شعبانیّه:

إِلٰهِى وَقَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِى فِى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ ، وَأَبْلَیْتُ شَبابِى فِى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ.

(خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم و جوانی‌ام را در مستی دوری از تو پیر نمودم. )

خدایا موهای سرم یکی یکی سفید می‌شود و من در شرّ غفلت غوطه‌ورم. آری به راستی که غفلت و فراموشی روز جزا شرّ محض است و انسان را به فنا می‌دهد.

 خدایا انگار مستم و نمی‌فهمم، مستی بالاتر از این که نفهمی چگونه عمرت می‌گذرد و پیر می‌شوی. در حالی که هدف خلقت خود را نشناختی و از خدا دور بودی.

مطالب بیشتر:

دنیا همچون گرد کاهی بی ارزش

کم‌تر از آب بینی بُز زکامی

مشمئزکننده‌تر از استخوان خوک مرده در دست جذامی 

ناچیزتر از نیم‌خورده ملخ

 

گوهر نویس

قطعه‌ای از مناجات شعبانیّه :

إِلٰهِى هَبْ لى کَمالَ الانْقِطاعِ إِلَیْکَ ، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ ، حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ، وَتَصِیرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ.

(خدایا کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسیدن کامل به خودت به من ارزانی کن و دیدگان دل‌هایمان را به پرتو نگاه به‌سوی خویش روشن کن تا دیدگان دل، پرده‌های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد و جان‌هایمان آویخته به شکوه قدست گردد. )

کمال انقطاع یعنی دل بریدن از غیر خدا ، یعنی دل بستن به خود خدا ، یعنی بدانی و با تمام حواس شش‌گانه‌ات لمس کنی که فقط و فقط خداست که آسمان و زمین و همه موجودات اعمّ از جمادات و جانوران و ... را مدیریت می‌کند، روزی می‌دهد ، خلق می‌کند و می‌میراند.

خدایا به حق انسان‌های کامل و عارفان به ذاتت این کمال انقطاع را به ما ارزانی بدار. تا چشم دلمان روشن شود و حجاب‌های عالم ظلمت را با تیغ معرفت پاره کند و به سرچشمه عظمت و قدرت و شکوه تو دست پیدا کند. تا روحمان پرواز کند به أعلی علییّن، در حالی که جسممان هنوز در این دنیاست.

بله ما در همین دنیای پر از خشونت و بیماری و مرگ و گناه و شهوت می‌توانیم روح‌مان را به سوی خدا به پرواز درآوریم. و این است مقام انسان‌های کامل، مقام فنای فی الله و بقای بالله.

مطالب بیشتر:

خدایا ببخش ما را چنان‌که حسین را به محمد جدش بخشیدی

خودش خسته عشق بود

خدایا چقدر دلم تنگ شده!

گوهر نویس

قطعه‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی:

اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ یَقِینا صَادِقا حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی اِلّا مَا کَتَبْتَ لِی وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

(خدایا ایمانى از تو مى خواهم که دلم با آن همراه شود و باور صادقانه‏‌اى که بدانم هرگز چیزى به من نمى‏ رسد، مگر آنچه که تو برایم ثبت کردى‏ و مرا از زندگى به آنچه که نصیبم فرمودى خشنود بدار، اى مهربان‏‌ترین مهربانان)

سرت را بنداز پایین و آخرین فراز دعای ابوحمزه ثمالی را با خدا خلوت کن. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در المراقبات فرمود وقتی  حالت تضرع به خود می‌گیری گردن کج می‌کنی و دست ها را رها می‌کنی، یعنی من در خانه‌ات ندارِ ندارم. خدایا من هیچ ندارم هیچ!

علامه طهرانی به نقل از آقا سید هاشم حداد نقل کردند که این فراز آخر دعای ابوحمزه اوج طلب است و چیزی جز فنای فی الله را نمی‌خواهد. قلبی که لبریز از ایمان است، چیزی جز ایمان در آن دیده نمی‌شود. تعبیر مباشرت ایمان با قلب، تعبیر عمیق و دقیقی است. خدایا قلبم را پر کن از عشق و محبّت و معرفت به خودت و اولیای مخلَصت. 

آخرین درخواستی که در دعای ابوحمزه آمده این است که ای آقای من، مرا به آنچه‌ نصیبم کرده‌ای در زندگی ، راضی و خشنود بدار. رضای به قضا و قدرالهی باعث آرامش روحی انسان می‌شود و چه نعمتی بالاتر از آرامش در سایه محبّت به خدا و عشق.

 

مطالب بیشتر:

عشق و عاشقی با محبوب

خدا تو رو هم شفا بده!

وظایف زنان و مردان

گوهر نویس

قطعه‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی:

اللهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ فِی کِتَابِکَ أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّکَ أَوْلَى بِذَلِکَ مِنَّا وَ أَمَرْتَنَا أَنْ لا نَرُدَّ سَائِلا عَنْ أَبْوَابِنَا وَ قَدْ جِئْتُکَ سَائِلا فَلا تَرُدَّنِی اِلّا بِقَضَاءِ حَاجَتِی

(خدایا تو خود در قرآن فرمودى که از کسى که به ما ستم روا داشته‏ گذشت کنیم، و ما بر خود ستم ورزیدیم، پس از ما درگذر، که حضرتت به گذشت از ما، شایسته‏‌تر از ماست، و هم فرمان دادى که فقیرى را دست خالى از در خانه ‏هایمان نرانیم، و من اکنون به گدایى از تو به درگاهت آمدم، پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان)

سعی کنیم در زندگی این دو نکته را عمل کنیم:

۱- گذشت داشته باشیم، از جفای دیگران نسبت به خودمان بگذریم تا خدا هم از ما بگذرد.

۲- هیچ فقیری را دست خالی ردّ نکنیم، تا خدا هم ما را دست خالی رها نکند. همه ما در درگاه باشکوه خدا فقیر هستیم و محتاج به عنایت او.

نکته: گذشت نسبت به ظلم و ستم شخصی به خودمان مطلوب است و الّا هر انسان آزاده‌ای باید در برابر ظلم به دیگران بایستد و از مظلوم دفاع کند. امروز بزرگترین ظالمان و خون‌خواران عالم بشریّت ، رژیم کودک کش صهیونیست و آمریکا و دولت‌های اروپایی و عربی حامی آنها هستند. نسبت به آنها گذشت معنا ندارد باید ایستاد و از حق مظلوم دفاع کرد.

راه شهید عزیز، شهید القدس ، سردار دلها حاج قاسم سلیمانی با قوّت و شدت بیشتر ادامه دارد ...

مرگ بر اسرائیل          مرگ بر آمریکا

 

مطالب بیشتر:

خدایا ببخش ما را چنان‌که حسین را به محمد جدش بخشیدی

خودش خسته عشق بود

گوهر نویس

قطعه‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی:

اللهُمَّ أَعْطِنِی بَصِیرَةً فِی دِینِکَ وَ فَهْما فِی حُکْمِکَ وَ فِقْها فِی عِلْمِکَ

(خدایا از تو مى خواهم که به من عطا کنى: بصیرت در دینت، و فهم در فرمانت، و آگاهى در علمت.)

خدایا اگر بصیرت و فهم دقیق دین را نداشته باشم، همه اعمالم پوسته و رو بناست. به دردم نمی خورد که هیچ، دست و پا گیرم هم هست. چون عملی که ناشی از بصیرت، فهم و فقه نباشد، پر از ریا و شک و خودنمایی است که هیچ فایده‌ای ندارد و شاید باعث سقوط انسان هم بشود.

اول بصیرت در شناخت صحیح از دین ، دوم فهم احکام شرعی و سوم فقه (فهم دقیق و نکته سنج) از علم خدا که یکی از صفات ثبوتی خداست. وقتی این سه تا کنار هم قرار بگیرد، معرفتی عالی به انسان دست می‌دهد که می‌تواند اعمالش را خالصانه و در مسیر تقرّب به خدا قرار دهد.

مطالب بیشتر:

نوشتن با قلب چه شورانگیز است!

حواستان به گلوله‌های داغ باشد!

گوهر نویس

قطعه‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی:

اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَمْلَأ قَلْبِی حُبّا لَکَ وَ خَشْیَةً مِنْکَ وَ تَصْدِیقا بِکِتَابِکَ وَ إِیمَانا بِکَ

(خدایا از تو درخواست مى کنم که دلم را از محبّت و خشیتت، و باور به کتابت، و ایمان به وجودت، پر کنی.)

ابتدا باید دلمان را خالی کنیم، خالی از محبّت به دنیا، خالی از حرص و طمع و خالی از آرزوهای طولانی و هوس‌های تمام نشدنی. وقتی توخالی شدیم، حالا باید دلمان را ذرّه ذرّه پر کنیم از محبّت به خدا و اولیای خدا. باور و ایمان قلبی به خدا به همراه عمل خالصانه باعث می‌شود، بیشتر و بیشتر دوستش بداریم. وقتی عشق به خدا زیاد و زیادتر شد، تواضع و خشیّت وصف‌ناپذیر و لذت‌بخشی را تجربه خواهیم کرد. به امید رسیدن به این مقام عالی ان شاءالله

 

مطالب بیشتر:

عشقم به‏ تو واسطه‏‌ام به پیشگاه توست

تو دائم و دقیق نگاهم می‌کنی

گوهر نویس

قطعه‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی:

إلَهِی إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ عَدُوِّکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی الْجَنَّةَ فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ نَبِیِّکَ وَ أَنَا وَ اللهِ أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِیِّکَ أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّکَ

(خدایا اگر مرا وارد دوزخ کنى این موجب خرسندى دشمن توست، و اگر مرا به بهشت وارد نمایى، این سبب خوشحالى‏ پیامبر توست، و من به خدا سوگند این را مى دانم، که دلشادى پیامبرت نزد تو، از خرسندى دشمنت محبوب‏‌تر است.)

به خدا سوگند می‌دانم که خوشحالی و لبخند شیرین پیامبرت حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله برایت خیلی محبوب‌تر از خوشحالی دشمنت است. خدایا با انداختن من در دوزخ، دشمن شادم نکن. می‌دانم لیاقت آتش را دارم اما تو مرا به پیغمبر محبوبت ببخش. خدایا در این شب آخر قدر، قدر و منزلتی برایم مقدّر کن که خودم دلم برای خودم بسوزد و دیگر طرف گناه نروم.

 

مطالب بیشتر:

 تا نچشی نمی‌فهمی!

 خودت را توی بغلش جا کن

 خدایا ما به تو خوش بینیم

 

 

گوهر نویس