گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
آخرین نظرات
  • ۱۰ آذر ۹۷، ۲۳:۱۶ - مرد مُفرد
    ممنون

۳ مطلب با موضوع «علم اندوزی» ثبت شده است

 

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند:

... ایمان را بر کرده هاى نیک دلیل توان ساخت، و از کردار نیک ایمان را توان شناخت. به ایمان علم آبادان است، و  آدمى  به علم از مرگ ترسان است. با مرگ دنیا پایان یابد، و با دنیا آخرت درست شود...


نکته های مهم این بخش از کلام نورانی حضرت:


۱- دلیل اعمال نیک ، ایمان و باور قلبی است ، به عبارت دیگر وقتی می‌خواهید ببینید کسی ایمان واقعی دارد باید به رفتار او نگاه کنید.

۲- کسی که ایمان دارد ، علمش آبادکننده و نافع خواهد بود.

۳- انسانی که علم نافع دارد به فکر مرگ است و از مردن بدون توشه راه می‌ترسد.

۴-  از یک طرف بدانید که این دنیا و این فرصت انجام اعمال نیک با مرگ پایان می‌پذیرد، و از طرف دیگر باز بدانید که آخرت ما فقط با زندگی و بندگی در دنیا ساخته می‌شود. پس برای آماده کردن توشه آخرت تنها راه موجود، همین دنیای پست و فانی است که اگر در آن بندگی کنی دیگر پست نیست بلکه بسیار شریف است و تو را به عرش الهی می‌رساند.


مطالب بیشتر:

 زندگی پاکیزه از نظر امیرالمومنین علیه السلام

تکبّر،ترس و بخل بهترین صفات زن

روز ظالم و روز مظلوم کدام سخت‌تر است؟

ماجرای أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَ‏ حُسَیْناً

گوهر نویس


علم بهتر است یا ثروت؟! حضرت علی علیه السلام  اینگونه پاسخ می‌فرمایند:

کمیل! دانش به از مال است که دانش تو را پاسبان است و تو مال را نگهبان. مال با هزینه کردن کم آید، و دانش با پراکنده شدن بیفزاید... آدمى در زندگى به دانش طاعت پروردگار آموزد و براى پس از مرگ نام نیک اندوزد، و دانش فرمانگذارست و مال فرمانبردار.

نکته قابل توجه این است که حضرت امیر علیه السلام  دلیل اصلی برتری علم و دانش بر ثروت اندوزی را یک چیز معرفی می‌فرمایند، آن هم آموختن اطاعت و بندگی خداوند است. با دانش، طاعت پروردگار را بیاموز و سپس عمل نیک انجام بده تا پس از مرگ نامی نیکو از خود به جای بگذاری.

گوهر نویس

 


توصیه حضرت امیر علیه السلام به شتافتن در مزرعه دانش:

پس به سوى  کشتزار  دانش بشتابید، پیش از آنکه بوته، آن خشک شود، و پیش از آنکه به خود پردازید و پیش از آنکه فرصت گرفتن علم از منبع آن و اهل آن از دست رود،
و از کار زشت باز ایستید و دیگران را از آن باز دارید،چه، به باز ایستادن پیش از بازداشتن مامورید!

یک نکته بسیار ظریف در جمله آخر حضرت وجود دارد ، آنجا که می‌فرماید: قبل از نهی کردن دیگران از کار زشت، خودتان باید آن کار زشت را ترک کرده باشید. روشن است که تا من خودم را اصلاح نکنم و کارهای زشت را ترک نکنم، نمی‌توانم در بازداشتن دیگران از گناه موثر واقع شوم. بله با زبان امر و نهی می‌کنم اما کلامم روح و جان ندارد چون خودم عمل نکرده‌ام. وای بر عالمان بی‌عمل!

گوهر نویس