گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ آبان ۹۸، ۱۶:۳۷ - محمدرضا زارع
    خوب بود

 

کتاب گلوله‌های داغ شامل خرده‌روایت‌های طلبه‌ای است که با خواهرزاده‌ ناتوان ذهنی‌اش همسفر راه کربلا می‌شود و این همسفر عجیب شخصیّت منحصر به فردی است که در طول سفر ماجراهایی طنزآمیزی را خلق می‌کند.

رضا کشمیری در این اثر در کنار روایت شیرین‌ش از پیاده‌روی اربعین به روایت دلدادگی‌ها و عاشقانه‌های زائران و خادمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرداخته است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

بعضی مواقع واقعا دست خودش نبود و کارهای عجیبی می‌کرد. بعد از آن جریان قلقلک زیر بغل زن مردم در مشهد خیلی به او هشدار داده بودم که حواسش باشد. اما یکبار دیگر موقع نماز در حال سجده دستش را جلو برده بود و کف پای نفر جلوی را قلقلک داده بود. کاش فقط قلقلک می‌داد، آنچنان می‌خاراند که پوست را زخم می‌کرد. 

نوبت او شده بود هر چه منتظر ماندم حرکتی نکرد. لبخند بر صورتش ماسیده بود، سر به زیر انداخته و کاری نمی‌کرد. گمان کردم ناراحت شده، با حرکات صورت دلیلش را پرسیدم سرش را بالا آورد و با اقتدار و هیبت چشم  در چشمان من دوخت و گفت: «لا، لا لعب.»

نمی‌خواست بازی کند. گفتم: «بازی کن، لعب زین ، خوش!»

گفت: «من روی دست شما ضربه نمی‌زنم!»

گفتم : «بازی است اشکال ندارد من روی دست شما زدم حالا نوبت شماست اگر می‌توانی بزن!» 

لبخندش دیگر تمام شده بود با حالت جدی گفت: «انت زائر، زائرالحسین علیه السلام.»

 

بعضی عناوین فصل‌های کتاب از این قرار است:
قلقلک کف پای مردم! ؛ عاشقانه‌ ام‌جاسم ؛ ویلچر معلول! ؛ قدم جای قدم‌های جابر ؛ پیرمرد ماساژور ؛ هر چه بهداشت رعایت کرده بودم به فنا رفت! ؛ عاشقانه سیدحیدر ؛ زوجه ماکو، تدخین لامشکل! ؛ همه‌اش تقصیر شما آخوندهاست!

 

باشگاه خبرنگاران جوان:  روایت‌هایی جذاب از پیاده روی اربعین را در «گلوله‌های داغ» بخوانید

خبرگزاری مهر: گلوله های داغ راهی کتابفروشی‌ها شد

خبرگزاری مشرق: در پیاده‌روی اربعین حواستان به «گلوله‌های داغ» باشد! + عکس

خبرگزاری رسا: «گلوله های داغ»؛ از پیاده روی اربعین تا قلب دشمن

نکته:

می‌توانید این کتاب را با مراجعه به فروشگاه اینترنتی من و کتاب خریداری فرمایید.

گوهر نویس
گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام درباره اندوه دنیاپرستان می‌فرمایند:

... و آن که خود را شیفته دنیا دارد، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد، اندوه‌ها در دانه دل او رقصان ؛ اندوهی سرگرمش کند و اندوهى نگران ؛ تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه اى بمیرد. رگهایش بریده، اجلش رسیده، نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران. ...


هر کس شیفته و دلباخته دنیا شود، دنیا خنجر اندوه و غمش را به قلب او فرو می‌کند. آنچنان درونش را پر از غم و غصّه می‌کند که دیگر جایی برای آرامش و لذت از زندگی باقی نمی‌ماند. اندوه‌ها در دلش لانه‌ کرده و می‌رقصند. گاهی سرش را گرم می‌کنند و گاهی نگران، دلش را به آشوب می‌کشند. 

غصّه‌ها درونش را فرا می‌گیرند تا آنکه راه گلویش را گرفته و در گوشه‌ای خفه‌اش می‌کنند. آدم دنیاپرست خیال می‌کند زرنگی کرده و مال روی مال انباشته است. اما نیست کردن خودش و اموالش برای خدا بسیار آسان است، آنگاه عده‌ای از روی ناچاری یا به طمع مال زهر‌دارش، جسدش را دفن می‌کنند و از بوی گند دنیاپرستی‌اش راحت می‌شوند. 


مطالب مرتبط:

دنیاپرستان سگان عوعوکنان

خوابگردها

وقت شما تمام شد، تشریف ببرید!

دنیا؛ نصیحت‌گری صادق

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام درباره متاع دنیا می‌فرمایند:

مردم! خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک وباآلود که از آن چراگاه دورى‌تان باید نمود. دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه تر تا ثروت آن را روى هم نهادن. آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون...


آیا هیچ عاقلی به تکه گیاهی خشک و بی‌روح توجه می‌کند مخصوصا اگر آغشته به ویروس وبا باشد؟!! خواسته‌های دنیوی همین حالت را دارند بنابراین اگر بینش و بصیرت ما علوی شود دل کندن از مال دنیا بسیار خوش‌تر از غوطه‌ور شدن در آن است.

اگر ما دنیا را مثل یک قهوه‌خانه‌ی بین راهی ببینیم ، توشه یک روز خود را برمی‌داریم و از آنجا دل می‌کنیم. راحت و بی‌دغدغه! اما اگر کسی در اطراف همین قهوه‌خانه زمین بخرد و سرمایه گذاری کند ،سرنوشتی جز درویشی و فقر ندارد. او باید بداند که فردا می‌رود و نمی‌تواند زمینش را با خودش ببرد! 

مطالب بیشتر:

دنیا همچون گرد کاهی بی ارزش

کم‌تر از آب بینی بُز زکامی

مشمئزکننده‌تر از استخوان خوک مرده در دست جذامی 

ناچیزتر از نیم‌خورده ملخ

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام مردمى را در مرگ یکى از آنان تعزیت گفت و فرمود:

این کار نه با شما آغاز گردید، و نه بر شما به پایان خواهد رسید. این رفیق شما به سفر رفته کنون او را در یکى از سفرهایش بشمارید، اگر نزد شما بازگشت چه خوب و گرنه شما روى بدو مى آرید.


مرگ مقوله‌ای است در خور اندیشه و تفکّر عمیق! مرگ چیزی نیست که یقه‌ی یک نفر را بگیرد و دیگری را رها کند. مرگ مثل زندگی در همه‌‌ی خون و گوشت و پوست و استخوان ما جریان دارد. حضرت ما را به تفکّر وا می‌دارد و می‌فرماید این رفیق شما که از دنیا رفته ، انگار به سفری مثل سفرهای گذشته‌اش رفته است. منتظرش باشید اگر برگشت که چه خوب! اما اگر برنگشت بدانید شما باید به سوی او بروید. پس آماده باشید! و بدانید هر سفری بازگشتی دارد جز سفر مرگ.


مطالب بیشتر:

تلنگری برای باور به زندگی بعد از مرگ

تصویر روز قیامت از زبان امیرالمومنین علیه السلام

خوشا به معادباورانی که ...

هر عمر را به پایان رسیدنى است!

گوهر نویس

حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

ستمکار را سه نشان است: بر آنکه برتر از اوست ستم کند به نافرمانى، و بر آن که فروتر از اوست به چیرگى و آزار رسانى، و ستمکاران را یارى کند و پشتیبانى.


ظلم کردن به طور کلی سه حالت می‌تواند داشته باشد:

۱- ستم کردن به آن کس که برتر است با نافرمانی کردن او. حال چه برتری از جهت تکوینی باشد مثل برتری خداوند و فرستادگان او یا برتری قراردادی مثل برتری رییس کارخانه و کارفرما نسبت به کارکنان. در هر صورت عمل نکردن به دستورات مافوق ظلم به او خواهد بود.

۲- ستم کردن به آن کس که فروتر است. مثل زورگفتن کارفرما به کارگر، و مثل آزار رساندن قلچماق محله به مردم عادی.

۳-  یاری کردن ستمکارن و ظالمان ، خود نوعی از ظلم است. یاری کردن گونه‌های مختلفی دارد، گاهی با مهیّا کردن وسایل برای ظالم حاصل می‌شود و گاهی با سکوت. بله سکوت انسان دربرابر ظلم نوعی یاری‌کردن ظالم است. 

نکته: حمایت ملت بزرگ ایران از مردم مظلوم غزه و یمن و ... بر اساس همین فرمایش حضرت امیر علیه السلام معنا پیدا می‌کند.


مطالب بیشتر:

انواع ظلم‌ها در کلام حضرت علی علیه السلام

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

 آبرویت نریخته مانَد تا خواهش آن را بچکاند، پس بنگر که آن را نزد که مى ریزى.


هر یک دانه درخواست و خواهش از دیگران مانند قطره‌ای از آبروی انسان است که در مقابل پای فردی که از او درخواست می‌شود، می‌چکد. بنابراین باید سخت مواظب بود که این قطرات ارزشمند را نزد کسی خرج کرد که وارسته به صفات اخلاقی الهی است. کسی که به واقع بنده‌ی خدا و باتقوا است.

خوشا به حال افرادی که این قطرات درخشان آبروی خود را فقط و فقط نزد یگانه خالق مهربان و عادل و حکیم می‌ریزند. اشک چشم آنها با قطرات آبرو مخلوط می‌شود و به بهترین خریدار عالم هستی عرضه می‌شود و او به بهترین و عادلانه‌ترین و حکیمانه‌ترین شکل، اشک او را می‌خرد و بهایی به او می‌بخشد که تصورش هم در عالم دنیا ممکن نیست.


مطالب بیشتر:

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام درباره بزرگترین بی‌نیازی می‌فرمایند:

بزرگترین توانگرى نومیدى است از آنچه در دست مردم است.


بی‌نیاز کسی است که چشمش به مال و ناموس مردم نیست. چشم و دل خود را مدیریت می‌کند و از آنچه در اختیار دیگران است به کلی دل می‌کَند. اما کسی که همیشه چشم و دلش پیش داشته‌های دیگران است و دائم خودش را با آنها مقایسه می‌کند، چیزی جز حسرت و غم و غصه نصیبش نخواهد شد.

ناامید بودن از آنچه که در دست مردم است یعنی دل کَندن و دل نبستن به داشته‌های دیگران ، یعنی قانع و راضی بودن به داشته‌های خود. نتیجه این رضایت قلبی ، آرامش در سایه بندگی خداوند است و این بزرگترین ثروت و بی‌نیازی آسایش بخش برای هر انسان می‌باشد.


مطالب بیشتر:

ساعتی از روز را به خودتان اختصاص دهید!

گوهر نویس

حضرت امیر علیه السلام درباره تبلیغ بی‌اثر می‌فرمایند:

 آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد، چون تیرافکنى است که از کمان بى زه تیر اندازد.

کسی که مردم را به کاری تشویق و دعوت می‌کند اما خودش عمل نمی‌کند، مثل فرد تیراندازی که تیر در چلّه کمان بدون زه انداخته و تلاش بیهوده می‌کند. چنین تیری اصلا مقدمه و رکن اصلی رسیدن به هدف را ندارد. تیر حیران و سرگردان جلوی پای تیرافکن می‌افتد و هیچ اثری هم ندارد.

 مثل پدری که دائم پسرش را به نماز خواندن تشویق می‌کند اما خودش با شنیدن صدای اذان سر در گوشی و بی‌اعتناست. پدر باید با شنیدن صدای اذان ناگهان همه‌ی کارهایش را رها کند و مشتاقانه آماده‌ی نماز اول وقت شود تا پسرش هم دلباخته‌ی نماز شود.


مطالب بیشتر:

حضرت علی علیه السلام: من از این غفلت نگرانم...

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

هر کس را در مال وى دو شریک است: وارث و حوادث.


همه‌ی زحمت‌ها و تلاش‌های ما برای جمع کردن مال و ثروت، یک روزی به هدر می‌رود و به دو شریک ما می‌رسد. یا اموال ما در حوادث مختلف از بین می رود یا با مرگ به دست وارث‌هایمان می‌رسد. در هر صورت از این همه خون دل که خورده‌ایم و ذره ذره جمع کرده‌ایم هیچ سودی به خودمان نمی‌رسد.

این کلام حضرت باید تلنگری باشد برای همه‌ی ما که حرص و طمع خود را برای جمع کردن مال مدیریت کنیم. یعنی به مقدار نیاز و به اندازه شأن اجتماعی که داریم برای برآورده کردن وسایل راحتی زندگی تلاش کنیم. کسانی که هر سال به دنبال نو کردن مبلمان و پرده خانه یا گوشی تلفن همراه یا ماشین  و ... هستند و برای این کارها که حقیقتا مصداق بارز اسراف است وام و قرض و ... می‌گیرند، فقط خود را اذیت کرده‌اند.  در واقع همه‌ی این کارها آرامش زندگی انسان را بهم می‌زند.

قناعت و راضی بودن به زندگی متعارف یکی از شاخص‌های انسان شاد و سالم است. کسی که به اندازه برای روزی خودش تلاش می‌کند و یگانه نگاهش به رازق هستی بخش است و همه چیز خود و دیگران و دنیا و آخرت را از خدا می‌بیند، دلش قرص و محکم به خدا اعتماد می‌کند و با قلبی آرام و روانی سالم در سایه بندگی خداوند، زندگی راحت و شادی دارد.

 

مطالب بیشتر:

شادی با اندک دنیا شاخصه دنیاپرستان

چهار ویژگی منحصر به فرد دنیا

مرگ از دید آقایمان حضرت علی علیه السلام چگونه است!؟

حضرت امیر ع برای چه کسانی طلب آمرزش می‌کند؟

گوهر نویس