گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ آبان ۹۸، ۱۶:۳۷ - محمدرضا زارع
    خوب بود

۴۹ مطلب با موضوع «نکوهش دنیاگرایی و دنیاپرستی» ثبت شده است

حضرت علی علیه السلام درباره اندوه دنیاپرستان می‌فرمایند:

... و آن که خود را شیفته دنیا دارد، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد، اندوه‌ها در دانه دل او رقصان ؛ اندوهی سرگرمش کند و اندوهى نگران ؛ تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه اى بمیرد. رگهایش بریده، اجلش رسیده، نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران. ...


هر کس شیفته و دلباخته دنیا شود، دنیا خنجر اندوه و غمش را به قلب او فرو می‌کند. آنچنان درونش را پر از غم و غصّه می‌کند که دیگر جایی برای آرامش و لذت از زندگی باقی نمی‌ماند. اندوه‌ها در دلش لانه‌ کرده و می‌رقصند. گاهی سرش را گرم می‌کنند و گاهی نگران، دلش را به آشوب می‌کشند. 

غصّه‌ها درونش را فرا می‌گیرند تا آنکه راه گلویش را گرفته و در گوشه‌ای خفه‌اش می‌کنند. آدم دنیاپرست خیال می‌کند زرنگی کرده و مال روی مال انباشته است. اما نیست کردن خودش و اموالش برای خدا بسیار آسان است، آنگاه عده‌ای از روی ناچاری یا به طمع مال زهر‌دارش، جسدش را دفن می‌کنند و از بوی گند دنیاپرستی‌اش راحت می‌شوند. 


مطالب مرتبط:

دنیاپرستان سگان عوعوکنان

خوابگردها

وقت شما تمام شد، تشریف ببرید!

دنیا؛ نصیحت‌گری صادق

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام درباره متاع دنیا می‌فرمایند:

مردم! خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک وباآلود که از آن چراگاه دورى‌تان باید نمود. دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه تر تا ثروت آن را روى هم نهادن. آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون...


آیا هیچ عاقلی به تکه گیاهی خشک و بی‌روح توجه می‌کند مخصوصا اگر آغشته به ویروس وبا باشد؟!! خواسته‌های دنیوی همین حالت را دارند بنابراین اگر بینش و بصیرت ما علوی شود دل کندن از مال دنیا بسیار خوش‌تر از غوطه‌ور شدن در آن است.

اگر ما دنیا را مثل یک قهوه‌خانه‌ی بین راهی ببینیم ، توشه یک روز خود را برمی‌داریم و از آنجا دل می‌کنیم. راحت و بی‌دغدغه! اما اگر کسی در اطراف همین قهوه‌خانه زمین بخرد و سرمایه گذاری کند ،سرنوشتی جز درویشی و فقر ندارد. او باید بداند که فردا می‌رود و نمی‌تواند زمینش را با خودش ببرد! 

مطالب بیشتر:

دنیا همچون گرد کاهی بی ارزش

کم‌تر از آب بینی بُز زکامی

مشمئزکننده‌تر از استخوان خوک مرده در دست جذامی 

ناچیزتر از نیم‌خورده ملخ

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

هر کس را در مال وى دو شریک است: وارث و حوادث.


همه‌ی زحمت‌ها و تلاش‌های ما برای جمع کردن مال و ثروت، یک روزی به هدر می‌رود و به دو شریک ما می‌رسد. یا اموال ما در حوادث مختلف از بین می رود یا با مرگ به دست وارث‌هایمان می‌رسد. در هر صورت از این همه خون دل که خورده‌ایم و ذره ذره جمع کرده‌ایم هیچ سودی به خودمان نمی‌رسد.

این کلام حضرت باید تلنگری باشد برای همه‌ی ما که حرص و طمع خود را برای جمع کردن مال مدیریت کنیم. یعنی به مقدار نیاز و به اندازه شأن اجتماعی که داریم برای برآورده کردن وسایل راحتی زندگی تلاش کنیم. کسانی که هر سال به دنبال نو کردن مبلمان و پرده خانه یا گوشی تلفن همراه یا ماشین  و ... هستند و برای این کارها که حقیقتا مصداق بارز اسراف است وام و قرض و ... می‌گیرند، فقط خود را اذیت کرده‌اند.  در واقع همه‌ی این کارها آرامش زندگی انسان را بهم می‌زند.

قناعت و راضی بودن به زندگی متعارف یکی از شاخص‌های انسان شاد و سالم است. کسی که به اندازه برای روزی خودش تلاش می‌کند و یگانه نگاهش به رازق هستی بخش است و همه چیز خود و دیگران و دنیا و آخرت را از خدا می‌بیند، دلش قرص و محکم به خدا اعتماد می‌کند و با قلبی آرام و روانی سالم در سایه بندگی خداوند، زندگی راحت و شادی دارد.

 

مطالب بیشتر:

شادی با اندک دنیا شاخصه دنیاپرستان

چهار ویژگی منحصر به فرد دنیا

مرگ از دید آقایمان حضرت علی علیه السلام چگونه است!؟

حضرت امیر ع برای چه کسانی طلب آمرزش می‌کند؟

گوهر نویس


حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

آیا آزاده اى نیست که این خرده طعام مانده در کام دنیا را بیفکند و براى آنان که در خورَش هستند نهد؟ جانهاى شما را بهایى نیست جز بهشت جاودان پس مفروشیدش جز بدان.


آیا آزادمردی نیست که این لقمه جویده شده‌ی حال‌به‌هم‌زن دنیا را بیرون بیفکند و آن را به اهلش بسپارد؟ این خطاب حضرت به همه‌ی انسان‌ها در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌هاست. حضرت همین حالا و در همین وبلاگ، ما را مخاطب قرار داده است، ای کاش بیدار شویم! 

انسان مقام خلیفه اللهی دارد، مقامی که بس شریف است و عظیم. او را چه به دل خوش کردن با طعام جویده شده‌ی دنیا که هر کَس و ناکَسی آن را در دهانش پیچانده و بالا آورده!؟ 

بهای انسان چیزی نیست جز بهشت جاویدان. بهشتی که بندگان صالح و محبوب خدا در آن حضور دارند و در نعمت‌های الهی غوطه ورند. پس ای انسان قدر خودت را بدان و بهشت را بخر.


مطالب بیشتر:

گوهر نویس


مولا امیرالمومنین علیه السلام در موعظه و توبیخ یاران بی‌وفایش می‌فرماید:

اى بى خبران ... گوسفندى را مانید که چَرَد تا فربه شود و زیر کارد رود، و نداند از آن، چه خواهند، و با او چه کنند.! اگر بدان نیکى کنند روز خود را، روزگارش پندارد، و سیرى اش را پایان کار۱.


در طول تاریخ بشر اکثر مردم ، بی‌خبرانی بودند و هستند که  آنچنان زندگی گوسفندی خود را نشخوار می‌کنند که انگار نه انگار دنیای دیگری هم وجود دارد.چه ثروتمندان و چه فقرا! فرقی هم  نمی‌کند!

آنها که ثروتمندند ، حرص و طمع باعث می‌شود که فقط بچرند و فربه شوند. اصلا به پایان کار و هدف زندگی خود نمی‌اندیشند. گوسفند هم اگر می‌دانست غذایش می‌دهند تا چاق شود و در آخر چاقوی تیز به گلویش می‌نهند، هرگز این چنین حریصانه نمی‌خورد!

آنها که فقیرند، به دنبال لقمه نانی به هر کاری دست می‌زنند، انگار که تمام هدف زندگی سیری شکم‌شان است. هیچ‌گاه به پایان حقیقی زندگی  و هدف خلقت۲ نمی‌اندیشند.

بنابراین مثل گوسفند نباشیم!  

گوهر نویس

 

حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

در گذشته مرا برادرى بود که در راه خدا برادریم مى نمود. خردى دنیا در دیده اش وى را در چشم من بزرگ مى داشت، و شکم بر او سلطه اى نداشت، پس آنچه نمى یافت آرزو نمى کرد و آنچه را مى یافت فراوان به کار نمى برد. بیشتر روزهایش را خاموش مى ماند، و اگر سخن مى گفت گویندگان را از سخن مى ماند و تشنگى پرسندگان را فرو مى نشاند. افتاده بود و در دیده ها ناتوان، و به هنگام کار چون شیر بیشه و مار بیابان...


حضرت علی علیه السلام صفات اساسی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله را اینگونه معرفی می‌فرماید:

۱- برادری می کرد در راه خدا. یعنی یار و یاوری مخلص و با محبّت بود، در عین حال فقط خشنودی خدا را در نظر داشت.

۲- دنیا و آنچه در آن است در نظرش کوچک و بی‌ارزش بود. دنیا را برای آماده کردن توشه‌ی آخرت می‌خواست نه برای خوش‌گذارنی و لذت.

۳- او بنده‌ی شکمش نبود، بلکه شکمش بنده‌ی او بود. هر خوردنی که در اختیارش نبود، آرزو نمی‌کرد و آنچه هم که در اختیارش بود به اندازه مصرف می ‌کرد.

۴- اصل اولی برای او سکوت بود. در بین اصحاب و در دورهمی‌ها سخن نمی‌گفت مگر آنکه پرسشی از او می‌شد. 

۵- بسیار متواضع بود. به ظاهر افتاده و ناتوان بود اما در میدان کار مانند شیر، قوی و سریع عمل می‌کرد.

 

مطالب بیشتر:

بخشی از وصیت نامه مولایمان حضرت علی علیه السلام

از هر نوع مرگی که فرار کنی به سراغت می‌آید

ویژگی‌های فتنه در کلام حضرت امیر علیه السلام

گوهر نویس


حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

 مردم دنیا در کار دنیا دو گونه‌اند:

۱- آن که براى دنیا کار کرد و دنیا او را از آخرتش بازداشت، بر بازمانده‌اش از درویشى ترسان است و خود از دنیا بر خویشتن در امان. پس زندگانى خود را در سود دیگرى دربازد.

۲- آن که در دنیا براى پس از دنیا کار کند، پس بى آنکه کار کند بهره وى از دنیا بسوى او تازد، و هر دو نصیب را فراهم کرده و هر دو جهان را به دست آورده، چنین کس را نزد خدا آبروست و هر چه از خدا خواهد از آن اوست.

وصف حال گروه اول:

کسانی هستند که برای رسیدن به مال دنیا به هر کاری دست می‌زنند، فراموش می‌کنند که خدایی هم هست، بهشت و جهنمی هم هست. پول روی پول انباشته می‌کند و خیال می‌کنند پول خوشبختی و امنیّت از بیماری و مرگ می‌آورد، زهی خیال باطل! دائم در ترس و اضطراب است. گمان می‌کند اگر در ثروت اندوزی کوتاهی کند، فرزندان و ورثه‌اش فقیر و بیچاره خواهند شد. چنین کسانی تمام عمر و جوانی و خوشی خود را باخته‌اند در قبال سود دیگران. یک ارزن به رازقیّت خدا اعتماد نکردند و زمانی بیدار می‌شوند که کار از کار گذشته و در حفره تاریک قبر سرازیر شده‌اند.

وصف حال گروه دوم:

کسانی که از مال دنیا استفاده می‌کنند برای رسیدن به زندگی سعادت‌مند جاودان. کسی که به رازقیّت خداوند مهربانش اعتماد کامل دارد و خودش را دربست به او سپرده و راضی است به رضای او. چنین کسی بدون اینکه خودشان را برای رسیدن به مال دنیا به زحمت بیاندازد و حرص و جوش بخورد، دنیا و ثروت به سویش می‌تازد. خوشا به حالشان که هم دنیا دارند و هم آخرت. چنین کسانی همیشه به یاد خدا هستند و خدا هم همیشه به یاد آنهاست. نزد خدا آبرو دارند و هر چه از خدا بخواهند ، خدا به آنها می‌دهد چون خدا هر چه خواسته آنان عمل کرده‌اند.


مطالب بیشتر:

 توصیف دنیاپرستان در کلام حضرت امیر ع

دنیا همچون مار است

دنیا همچون گرد کاهی بی ارزش

کم‌تر از آب بینی بُز زکامی

گوهر نویس



حضرت علی علیه السلام فرمودند:

اى پسر آدم اندوه روز نیامده‌ات را بر روز آمده‌ات میفزا که اگر فردا از عمر تو ماند، خدا روزى تو را در آن رساند.

چه بسیار آدم‌هایی دیده‌ام و دیده‌اید که دائم از وضع زندگی خود و خرج و مخارج و هزینه‌های زندگی ناله می‌کنند و ناراضی‌اند. معمولا هم آدم‌هایی هستند که از حد متوسّط جامعه بالاترند. حساب‌های بانکی ‌شان ذخیره شده برای روز مبادا! سرمایه‌شان را سکه و دلار گرفته‌اند و از فردای بازار ارز نگران‌اند.

هم امروزشان با دلهره و استرس است هم فردایشان. نمی‌گویند که در حدود دو ماه ارزش سرمایه شان ده برابر شده ، فقط نالانند از اینکه امروز قیمت دلار پایین آمده و فردا پایین‌تر. جناب سعدی می‌فرماید: غم فردا نشاید خوردن امروز.

حضرت امیر علیه السلام به ما نهیب می‌زند که ای بچه‌ی آدم، آدم باش. اینقدر حرص و اندوه مال دنیا را نخور. اینقدر به فکر جمع کردن پول برای فردایت نباش. اینقدر غم فردای بازار سکه و ارز را در دلت مثل زهر مار نجوشان!

یک کلام ختم کلام : خدا روزی تو و فرزندان و خانواده‌ات را می‌رساند، همانطور که روزی دیروز و امروزت را رسانده، روزی فردایت را هم می‌رساند. فقط کافی است به او اعتماد کنی. والسلام!


مطالب بیشتر:

 ای مردم! همانا بر شما از دو چیز بیشتر می‌ترسم

توصیف دنیا در بیان امیر بیان

تعریف علوی اعتدال و میانه‌روی

شادی و غم واقعی به چیست؟!

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

همنشین پادشاه همچون شیر سوار است، حسرت سوارى او خورند و خود بهتر داند که در چه کار است.

کسی که همراه و پادوی پادشاه است، یا در زمان ما نوکر بله قربان گوی رییس است. حالا در هر پست و مقام یا رتبه‌ای که باشد مانند شیر سوار است که مردم حسرت زندگی او  را می‌خورند. فکر می‌کنند او رفیق رییس است و هر چه بخواهد برایش مهیّاست، اما خبر از دل او ندارند. به گفته مولای متقیّان او مانند شیر سواری است که هر لحظه‌اش با بیم و امید سپری می‌شود. ممکن است یک لحظه دیگر مورد خشم رییس واقع شود ، آنگاه تیکه پاره‌‌اش زیر دندان‌های شیر له می‌شود. 

پادشاه (همان رییس و مدیری که مست قدرت است در زمان ما) مانند شیر مغرور و زورگو است. روزی میلش می‌کشد و به روباه‌های نوکر و بله قربان گوهای خود مرحمت می کند و تکه گوشتی چرب برایشان می‌اندازد و روزی عصبانی می‌شود و همه را از دم تیغ می‌گذراند. جناب سعدی در گلستان فرموده: عمل پادشاه ای برادر دو طرف دارد: امید و بیم.

پس ای برادر به جای حسرت خوردن مقام و ثروت و جایگاه همنشین پادشاه  ، برایش دل بسوزان که بالاخره روزی می‌آید که سیه روزی نصیبش می‌شود . 

ای برادر خودت به داشته‌ها و نداشته‌هایت راضی باش و در سختی‌ها به خدا توکل کن و در همه حال خدا را شکر کن.

 

مطالب بیشتر: 

فروتنی نتیجه شناخت خداوند

بخشی از وصیت نامه مولایمان حضرت علی علیه السلام

از هر نوع مرگی که فرار کنی به سراغت می‌آید

ویژگی‌های فتنه در کلام حضرت امیر علیه السلام

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام فرمودند:

بدانید! این جهان که شما آرزوى آن را دارید، و بدان روى مى آرید، و شما را به خشم مى آرد و خشنود مى دارد، نه خانه شماست، و نه جایگاهى است که شما را براى آن آفریده اند و به سوى آن خوانده اند. بدانید که دنیا براى شما پایدار نیست، و در آن جاودان نخواهید ماند.


فرض کنید یک سال تمام آرزوی شما این بوده که مهاجرت کنید به آمریکا، یکسال تلاش کردید، پول جمع کردید، بخاطر این آرزو چقدر دعوا و استرس را تجربه کردید و بعد از فراهم شدن هر یک از مقدمات رسیدن به آرزویتان چقدر خوشحال شدید. وقتی که به آرزویتان رسیدید ناگهان متوجه می شوید که تمام تصوری که از آمریکا داشتید اشتباه بوده و تمام تلاش‌ها و خشم و خشنودی‌ها بیهوده از دستتان رفته است. چقدر ناراحت کننده و زجر آور است؟!

آمریکا با همه‌ی کبکبه و دبدبه‌اش یک ذرّه بسیار کوچک از این جهان هستی است، که بعضی آرزوی زندگی در آن را دارند. این یک مثال کوچک بود، شما یکسال زحمتتان به هدر برود چقدر ناراحت می‌شوید؟ حالا اگر یک عمر زندگی دنیا که به آرزوی رسیدن به ثروت و قدرت و شهوت در دنیا به هدر ‌رود چقدر ناراحت کننده است؟ 

اگر کسی بعد از یک عمر تلاش و سگ دو زدن، یک عمر حرص و استرس مال دنیا و حتی یک عمر خوشحالی و خوش‌گذرانی با مال دنیا ، ناگهان با مرگ چشمش باز می‌شود و می‌فهمد که هیچ یک از این مظاهر دنیا هدف و جایگاه اصلی من نبوده و اصلا من برای جای دیگری آفریده شده بودم . من برای زندگی جاویدان و سعادت ابدی آفریده شده بودم. چقدر ناراحت کننده و حسرت آور است؟ خیلی زجر آور خواهد بود. خدایا به همه‌ی ما معرفت و شناخت معارف توحیدی را عنایت بفرماید ان شاءالله. 


مطالب بیشتر:

 نشانه‌های رنج و عبرت دنیا

هیچ چیز از بدى، بدتر نیست جز عقاب آن

راه دین تنها یکی است، راست و کوتاه!

آن که حساب نفس خود کرد سود برد

گوهر نویس