گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «خودشناسی» ثبت شده است


حضرت علی علیه السلام خطاب به انسان‌ها می‌فرمایند:

اى آفریده راست اندام، و پدیده‌ی نگاه‌دارى شده در تاریکیهاى ارحام، و در پرده هایى نهاده و هر پرده بر دیگرى فتاده. آغاز شدى از آنچه برون کشیده شد از گل و لاى، و نهاده شدى در آرامگاهى بر جاى، تا مدتى که دانسته است و زمانى که قسمت شده است. در دل مادرت مى جنبیدى .... پس چه کسى تو را راه کشیدن خوراک از پستان مادر نمایاند؟


مولایمان علی علیه السلام نعمت‌هایی از خداوند را به ما گوش‌زد می‌فرمایند که معمولا از آنها غافل هستیم، همین راست اندامی، تصور کنید اگر استخوان دست و پا منحنی شکل بود، چقدر بد ترکیب و بدقواره می‌شد! یا فرض کنید پوست کف دستمان این شیارهای به شکل ۱۸ و ۸۱ را نداشت، چگونه دستمان را مشت می‌کردیم؟! اگر پوست کف دست و پوست انگشتان صاف بود و این سه شیار را نداشت چه می‌شد؟! احتمالا با هر بار مشت کردن دست ، پوست جمع می‌شد و درد می‌گرفت. هیچ گاه به این نعمت‌ها فکر کرده بودید؟!


 تاریکی رحم مادر و نحوه خلقت انسان نکته‌ی بعدی است که حضرت توضیح می‌دهند. در نهایت نعمت بزرگ دیگری را گوشزد می‌فرمایند، اینکه کودک بعد از تولد مستقیم سراغ سینه مادر می‌رود و شیر را پمپاژ می‌کند تا رگ‌ها به جنبش افتد و جریان شیر آغاز شود، چه کسی این راه را به نوزاد تازه متولد شده یاد داده است؟ آیا با یادگیری مشاهده‌ای یاد گرفته است؟! بچه‌ای که هنوز چشم‌هایش بسته است و نور دنیا برایش کور کننده است چگونه مشاهده کرده !  قدرت و حکمت و رحمت خدا را باید در نوزادان دید و لذت برد.


باید با دیدن نوزاد معرفت و محبت خود را به خدای خالق حکیم افزایش داد. مگر نمی‌بینی که آرواره‌های دهان نوزاد آنقدر قوی هستند که با مکشی قدرتمند شیر را از شیرازه‌ی جان مادر بیرون می‌کشند. آن هم چه زیبا و دقیق ... ! 


مطالب بیشتر:

 وظیفه‌ی آن کس که خدا او را مالى بخشد


زمین و آسمان را برای مصلحت شما برپاشان داشته‌اند


کاهش میوه درختان و نباریدن باران نتیجه گناه بندگان


 

دنیا زدگی نتیجه جهالت ماست

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

بدان! هر کرده‌اى چون میوه‌اى است که از گیاهى رسته است، و هیچ گیاه را از آب بى نیازى نیست، و آبها گونه گون بود. آنچه آبیارى‌اش نیکو، درختش نیکو و میوه‌اش شیرین است، و آنچه آبیاری‌ا‌ش پلید، درختش پلید و میوه اش تلخ است.

هر عمل ما مثل میوه‌ای است که ثمره‌ای تلاش شبانه‌روزی یک گیاه است، مهمترین ماده‌ی مورد نیاز این گیاه آب است. آب این ماده‌ی حیاتی انواع مختلفی دارد: از آب صاف و پاکیزه باران، آب زلال و درخشان چشمه‌ها و آب معمولی  گرفته تا آب شور ، آب لجن‌زار و شوره زار و آب گندیده که سگی در آن کرم‌زده باشد! همه‌ی این‌ها آب است و درختان و گیاهان را رشد می‌دهد، همین آب باعث رشد میوه می‌شود.

عملی که از ما انسان‌ها سر می‌زند مقدمات زیادی می‌طلبد، اول انگیزه و شوق به سوی آن عمل در ما ایجاد می‌شود. دوم اراده کردن و حرکت دادن ماهیچه‌ها به سوی آن عمل مطلوب رخ می‌دهد و ... ، در همه‌ی این مقدمات نیّت ما حرف اصلی را می‌زند. اگر هدف زندگی دنیا که همان عبودیّت و بندگی خداست را درک و باور کرده باشیم، آنگاه تمام حرکات و سکنات ما به نیّت الهی پیش می‌رود. آب و غدا می‌خوریم و حتی نفس می‌کشیم به نیت کسب قدرت برای بندگی خدا، کسب و کار حلال دست و پا می‌کنیم به  خاطر اینکه خدا دوست دارد و خدا دستور داده ، لذت‌های حلال مثل رابطه زناشویی با همسر هم اگر با نیّت خدایی و کسب رضایت خدا باشد همه‌اش عبادت است.

بنابراین عمل ما مانند میوه‌ای است که اگر با آب گوارای بندگی و نیّت خالصانه آبیاری شود نتیجه‌اش شیرین و نهایتش رسیدن به قرب الهی است ، اما اگر این میوه با آب گندیده گناه و ریا آبیاری شود نتیجه‌اش چیزی جز دوری از خدا و تلخی زندگی در دنیا و آخرت نیست. 


مطالب بیشتر:

اى بنده خدا در گفتن عیب کسى که گناهى کرده است، شتاب مکن!

فقط چهار انگشت فاصله میان حق و باطل

 ضمانت روزی و حاجات زائرین امام حسین علیه السلام

چرا می‌گوییم حماسه اربعین؟!

گوهر نویس


حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

بدان که هر ظاهرى را باطنى است که بر مثال آن است، آنچه ظاهرش پاکیزه بود باطن آن نیز آنچنان است، و آنچه ظاهرش پلید است، باطن آن نیز پلید است...


یک روز جوانی را دیدم با موهای تیغ تیغی و ابروهای اصلاح کرده، عکس اسکلت ناقص الخلقه‌ای روی سینه‌ی تی شرتش برق می‌زد. زانوی شلوارش نخ نخ و پلاسیده بود، می‌گفت: آدم باید دلش پاک باشه ،اصلا خدا کنه دلت پاک باشه، ظاهر که مهم نیست!  

به نظر می‌رسد که ارتباط بین ظاهر و باطن دوطرفه است، یعنی ظاهر روی باطن تأثیر می‌گذارد و باطن هم روی ظاهر. این کلام حضرت بر روی تأثیر ظاهر انسان بر باطنش تأکید دارد و جواب قاطعی است به آن جوان کذایی! کسی که هر روز صبح ریشش را شش تیغه می‌تراشد و ظاهر خود را شبیه دخترها می‌کند، دو حرام قطعی و مورد اتفاق مراجع را مرتکب شده، یکی تراشیدن ریش و دیگری شبیه کردن خود به زن‌ها. وقتی ظاهر انسان به گناه آلوده باشد انرژی‌های منفی اطراف را به خود جذب می‌کند، شیطان را امیدوار می‌کند که فرد را به گناهان بزرگتر بکشاند ، شیطان لحظه‌ای رهایش نمی‌کند ، افکار شهوانی و گناه آلود را در باطن و قلبش نهادینه می‌کند، با این وضع چگونه باطنش پاک می‌ماند!؟ اصلا امکان ندارد ! چه بخواهد و چه نخواهد ظاهرش شیطان را به خود جذب می‌کند و قلبش آلوده خواهد شد.

نکته۱: دختر خانم‌ها هم بدانند که بی‌حجابی و بی حیایی مهمترین عنصری است که انرژی‌های منفی و شهوانی را به سوی شما می‌کشاند و قطعا باطن شما را آلوده خواهد کرد.

نکته ۲ : البته اشکال نکنید که چه بسیار جوانانی که ظاهرشان آلوده است اما در مجالس شب قدر و عزاداری و ... شرکت می‌کنند و اشک می‌ریزند. جواب یک کلمه است : باب رحمت الهی و کرم و لطف و مهربانی اهل بیت علیهم السلام اینقدر وسیع است که همه را به سوی خود می‌کشاند. در واقع این جذبه حسینی ، فاطمی و علوی آنقدر انرژی مثبت و پاک منتشر می‌کند که بر انرژی‌های منفی شیطانی غلبه می‌کند و قلوب کمی آماده را به سوی خود می‌کشاند. بله با شرکت در مجالس اهل بیت علیهم السلام باطن این افراد به سوی نور حرکت می‌کند اما دوباره بعد از این مجالس، ظاهر گناه آلود آنها باطن آنها را به سمت تاریکی می‌برد.


مطالب بیشتر:

شما در دنیا فقط مهمان هستید

هشدار حضرت علی علیه السلام به مردم آن زمان و این زمان

 

مرگ او را بی‌آرام از وطنش برانَد

 

ترس از پروردگار را شعار خود سازید

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

پس اى شنونده از پس مستى هشیار باش و از خواب غفلت بیدار باش، ...  و بدانچه از زبان پیامبر امى (صلی الله علیه وآله) به تو رسیده نیک بیندیش! ...  ناز خود بنه و بزرگى فروختن بگذار و گور خویش به یاد آر! که گذرگاه تو بر آن است، و هر چه کنى بر تو تاوان است.


درگیر شدن و انس گرفتن با زندگی دنیا نوعی مستی است که همه ما را کم و بیش فرا گرفته است. اگر بتوانیم هر روز دقایقی را به محاسبه نفس خود اختصاص بدهیم و از حالت نئشگی و مستی خارج و به هشیاری برسیم ، گام بزرگی به سوی خدا برداشته‌ایم. حضرت توصیه می‌فرمایند که به کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله با دقت و بصیرت اندیشه کنید، سرسری و کم توجهی نکنید ، باور داشته باشید که خطاب پیامبر به خود شماست و برای فرمان‌برداری از رسول خدا تلاش کنید.

انسان مست در حقیقت انسانی است که غافل است و فراموش کرده که خداوند در همه جا و در همه زمان‌ها ناظر بر اعمال و افکار اوست. چون اگر بداند قدرت و بزرگی خدا را دیگر ناز نمی‌آورد و فخر نمی‌فروشد. قبر تاریک خویش را به یاد می‌آورد و باور می‌کند که هر چه کند به خود کند.


مطالب بیشتر:

 خشم‌تان فقط برای خدا باشد!

با هر آدمى دو فرشته است که او را مى پایند

بر مرگ پیشى گیرید

کلام حضرت علی ع در توصیف عاشق

گوهر نویس


حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

... من از این غفلت نگرانم  و شما و خود را از آن مى ترسانم. هر کسى باید از  کار خود سود ببرد، بینا کسى است که شنید، و اندیشید، و دید، و به دل بینا گردید، و از آنچه مایه عبرت است سود گزید...

مهمترین عامل افتادن در دام شیطان ، غفلت است. معمولا ما می‌دانیم که فلان کار اشتباه است ، می‌دانیم که گناه و نافرمانی خداست اما غافل هستیم. علت اصلی غفلت ما باور نداشتن و ضعف ایمان قلبی است. عامل غفلت آنقدر مهم است که حضرت امیر علیه السلام خودشان و ما را از آن می‌ترساند!

کسی که بصیرت و فهم دقیق و راهگشا داشته باشد هرگز دچار غفلت نمی‌شود. حضرت امیر علیه السلام بینا شدن را در چند مرحله برای ما به تصویر می‌کشند:

 اولین قدم برای بینا شدن ، شنیدن کلام خدا و اولیای خداست. ابتدا باید خود را در معرض کلام حق قرار داد و شنید.

 مرحله دوم تفکّر و اندیشه درباره معارفی است که شنیده است. اصول اعتقادی مثل توحید و نبوّت و امامت با فکر و استدلال عقلی به جان و دل انسان می‌نشیند و قلب را در راه دین قوّت می‌بخشد.

مرحله سوم بعد از شنیدن و اندیشیدن باید با چشم دل معارف توحیدی را دید و هضم کرد به نحوی که باور و ایمان قلبی تقویت شود و بصیرت نورانی بخش، تمام وجود انسان را در آغوش بگیرد.


مطالب بیشتر:

 از آداب بخشش در کلام امیرالمومنین ع

کلام حضرت امیر ع درباره انجام مستحبّات

فواید بیماری در کلام حضرت علی ع

خوشا به معادباورانی که ...

گوهر نویس


 

حضرت علی  علیه السلام  خطاب به مردم آن زمان و این زمان هشدار می‌دهند:

گوشه چشم به هر سو که خواهى به مردم بیفکن! آیا جز مستمندى بینى با فقر دست به گریبان، یا دولتمندى با نعمت خدا در کفران، یا آن که دست بخشش ندارد، و ندادن حق خدا را افزونى مال به حساب آرد ...  کجایند گزیدگان شما و نیکانتان، و آزادگان و جوانمردانتان؟ کجایند پرهیزگاران در کسب و کار، و پاکیزگان در راه و رفتار؟

 

در جامعه‌ای که فاصله طبقانی زیاد شود و عدالت اجتماعی قربانی اشرافی‌گری صاحبان ثروت و قدرت شود، حجم بالایی از مردم جزو این سه دسته خواهند بود:

۱- فقرایی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند.

۲- ثروتمندانی که از مقام و ثروت خود سوءاستفاده می‌کنند و مشغول کفران نعمت الهی هستند.

۳- دسته‌ کثیری هم دست بخشش ندارند، از پرداخت حقوق مالی واجب خود مثل خمس و زکات سر باز می‌زنند و گمان می‌کنند ثروتشان زیادتر می‌شود.

حال و روز جامعه امروز ما هم بی شباهت با این کلام حضرت امیر علیه السلام   نیست. اگر باور داشتیم که انفاق در راه خدا ، معامله‌ای پر سودی است که طرف آن خود خداست، علاوه بر پرداخت واجبات مالی ، روزانه و ماهانه بخشی از درآمد خود را به معامله با خدا اختصاص می‌دادیم.


 مظالب بیشتر:

 سرزنش مردم کوفه از زبان حضرت امیر علیه السلام

آن که حساب نفس خود کرد سود برد

ثمره خوش اخلاقی و نرم‌خویی از زبان امیر بیان علیه السلام

بدترین توشه برای آن جهان چیست؟

نشانه‌های حبّ دنیا از زبان امیر بیان علیه السلام

گوهر نویس

 


حضرت علی علیه السلام درباره ارزش عبرت آموزی می‌فرمایند:


آنچه از مالت رفت و تو را پند آموخت، از دستت نشد و نسوخت.

 

گاهی انسان معامله‌ای می‌کند که در آن از مالش  کم می‌شود، اما به دانسته‌هایش اضافه می‌شود، مثلا پند می‌گیرد که در معامله باید محکم کاری کند،  باید تمام جزئیات مورد معامله را قبل از امضا بررسی کنند و تمام جوانب در نظر بگیرند تا بعدا برداشت‌های تناقص آمیز نشود. در اینصورت این ضرر مالی در حقیقت ضرر نیست بلکه پندی گرانبها در مقابلش گرفته شده است که ارزشش را دارد.


مطالعه بیشتر:

 ضربه اشرافی‌گری مسئولین به اعتماد مردم

من آنم که من دانم!

مقام تو نان‌خورش تو نیست!

نادان‌های که بی‌وفایی را زیرکی پندارند

ای مردم! همانا بر شما از دو چیز بیشتر می‌ترسم

گوهر نویس

 

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

بدى را از سینه جز خود برکن با کندن آن از سینه خویشتن.


نکته‌ای فوق العاده:

مراد حضرت این است که اگر می‌خواهی دیگران را از شرّ و بدی رها کنی و محیط خانواده و جامعه را از آلودگی نجات دهی، یک راه آسان و در عین حال دشوار وجود دارد، آن هم این است که ابتدا بدی و سیاهی گناه را از سینه خودت ریشه کن کنی. بله تا زمانی که سیاهی گناه سینه‌ام را آلوده کرده ، نمی‌توانم دیگران را از سیاهی بیرون بکشم حتی اگر بخواهم و تلاش کنم باز اثر ندارد.

گوهر نویس

 


حضرت امیرالمومنین علیه السلام  در مورد دسته‌بندی مردم می‌فرمایند:

مردم سه دسته اند:

۱- دانایى که شناساى خداست،

۲-آموزنده اى که در راه رستگارى کوشاست،

۳- و فرومایگانى رونده به چپ و راست که درهم آمیزند، و پى هر بانگى را گیرند و با هر باد به سویى خیزند. نه از روشنى دانش فروغى یافتند و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند.


چقدر این دسته سومی‌ها آشنا هستند! افرادی موسوم به حزب باد ، وقتی جناح الف به قدرت می‌رسد به سوی او خیز برمی‌دارند و هر گاه جناح ب به قدرت می‌رسد کاسه لیس ب می‌شوند. هیچ منطق و پشتوانه اعتقادی درستی هم ندارند فقط دنیا و اهل دنیا را می‌شناسند و بس.

و چقدر کم هستند افراد سلیم النفسی که به گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان ناب امام ره و رهبری عظیم الشأن انقلاب پایبند بمانند و سیاسی کاری و سیاسی بازی نکنند.

 و چقدر جای این افراد پایدار و پایبند به ارزش‌ها و آرمان‌های اسلام و انقلاب در بین مسئولان خالی است!

گوهر نویس

 


حضرت علی  علیه السلام خانه دنیا را اینگونه توصیف می‌فرماید:

دنیا خانه اى است که از آن بگذرند، نه جایى که در آن به سر برند، و مردم در آن دو گونه اند: یکى آن که خود را فروخت و خویش را به تباهى انداخت، و دیگرى که خود را خرید و آزاد ساخت.

حضرت امیر علیه السلام  دنیا را خانه‌ای می‌داند که باید از آن عبور کرد نه اینکه دار اقامت انداخت و به ماندن در آن دل خوش کرد. خوشا به سعادت کسی که خود را از بند لذات پوچ دنیوی آزاد ساخت و به سوی نور حرکت کرد.

گوهر نویس