گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران کتاب شریف نهج البلاغه/ حکایات ناب گلستان سعدی

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران کتاب شریف نهج البلاغه/ حکایات ناب گلستان سعدی

آخرین نظرات
  • ۲۹ تیر ۹۷، ۱۲:۲۷ - besharat mo
    عالی

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکمت‌ها» ثبت شده است


حضرت امیرالمومنین علیه السلام در توصیف دنیا می‌فرمایند:

دنیا خانه اى است که از آن بگذرند، نه جایى که در آن به سر برند، و مردم در آن دو گونه اند: یکى آن که خود را فروخت و خویش را به تباهى انداخت، و دیگرى که خود را خرید و آزاد ساخت.

 دنیا جای ماندن نیست، گذرگاه است و جای عبور است. مردم در دنیا دو دسته هستند؛ یک دسته دنیا را می‌فروشند، اما یک دسته خودشان را می‌فروشند. کسانی که دنیا را می‌فروشند و از آن صرف نظر می‌کنند، به سعادت می‌رسند و در آینده خیلی خوشحال‌اند که به چیزی گذرا و فانی دل نبسته‌اند. اما آن‌هایی که خودشان را می‌فروشند، خودشان را در معرض هلاکت قرار می‌دهند و برای همیشه پشیمان خواهند شد.

پی نوشت:

حکمت ۱۳۳؛ ترجمه استاد شهیدی

گوهر نویس

حضرت علی علیه السلام در توصیف دنیا می‌فرمایند:

مردم دنیا چون کاروانند، تا بار فکنند کاروانسالارشان بانگ بر آنان زند تا بار بندند و برانند.


در تعبیر دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام مردم دنیا را به قافله‌ای تشبیه می‌فرماید که پس از خستگی حرکت، در جایی منزل کرده‌اند تا مقداری استراحت کنند و غذایی بخورند، اما هنوز قرار نگرفته‌اند که مدیر کاروان دستور حرکت می‌دهد. اصلا نفهمیدند که چه شد؛ هنوز انسان یک تجربه کامل از یک زندگی ندارد، اما به او می‌گویند وقت شما تمام شد. تشریف ببرید! حتی فرصت استراحت نیز پیدا نمی‌کنند.

پی نوشت:

بخشی از حکمت ۴۱۵

گوهر نویس

حضرت امیرالمومنین علیه السلام اهل دنیا را به کاروانی تشبیه فرموده است:

مردم دنیا همچون سوارانند که در خوابند و آنان را مى رانند.


دنیاپرستان همان اهالی قافله‌ای هستند که آن‌ها را در مسیری حرکت داده‌اند، اما وقتی این‌ها را حرکت داده‌اند، خواب بوده‌اند و نفهمیده‌اند که اصلا آن‌ها را به کجا می‌خواهند ببرند. مثل این‌که از بستر خواب بلندشان کرده و به سمتی حرکت‌شان داده‌اند و این‌ها نمی‌دانند به کجا می‌روند. این است که توجه به هدف ندارند و برای خودشان هدفی انتخاب نکرده‌اند. در عالم خواب سوار الاغی کرده‌اند و وقتی چشم باز می‌کنند، می‌بینند وسط بیابانی هستند. نمی‌دانند به کجا می‌روند و چه خواهد شد؟ فقط به فکر این هستند که گرسنه‌اند چه بخورند و با کدام اسباب‌بازی‌ بازی کنند.

پی نوشت:

حکمت ۶۴  

گوهر نویس


حضرت امیرالمومنین علیه السلام در بی‌ارزشی دنیا می‌فرمایند:

به خدا که این دنیاى شما در دیده من خوارتر از استخوان خوکى است که در دست گرى باشد.

 

شاید در چهارپایان هیچ حیوانی زشت‌تر و بدقیافه‌تر از خوک نباشد. اصلا انسان از دیدنش نفرت پیدا می‌کند. اکنون خوک مرده‌ای را فرض کنید که متعفن هم شده باشد. خودش که نجس العین است. افزون بر این‌ حالا مرده است، متعفن شده و گوشت‌هایش پراکنده شده و استخوانی از این خوک باقی مانده است. اگر جوان زیبایی این استخوان را به دست بگیرد، باز انسان رغبت نمی‌کند که به آن نگاه کند. حال فرض کنید به جای این جوان زیبا، فردی جذامی این استخوان را به دست بگیرد. فرد جذامی مبتلا به خوره می‌شود، گوشت‌هایشان می‌ریزد و قیافه بسیار بدی پیدا می‌کند. انسان چقدر به استخوان متعفن خوک مرده‌ای که در دست یک جذامی است، رغبت دارد؟!!

گوهر نویس

حضرت مولی الموحّدین علی علیه السلام در معرفی اسلام می‌فرمایند:

اسلام را چنان وصف کنم که کس پیش از من نکرده است:

اسلام گردن نهادن است و گردن نهادن یقین داشتن،

و یقین داشت راست انگاشتن و راست انگاشتن بر خود لازم ساختن،

و بر خود لازم ساختن انجام دادن و انجام دادن به کار نیک  پرداختن.


بطور خلاصه می‌توان گفت: اسلام یعنی تسلیم محض بودن در برابر امر و نهی خداوند عزیز متعال.

پی نوشت:

حکمت ۱۲۵ ؛ ص ۳۸۲

 

گوهر نویس

 

حضرت امیر علیه السلام درباره مردم دنیاپرست می‌فرمایند:

مردم چیزی از کار دین را برای بهبود دنیای خود وانگذارند جز آنکه خدا چیزی را که زیانش از آن بیشتر است پیشاپیش آنان آرد.

چه بسیارند افرادی که دستورات دین را جدی نمی‌گیرند تا دنیای آنها فراهم‌تر شود، مثال مهم آن خمس است، این واجب الهی که تقریبا فراموش شده است. افرادی که خمس مال خود را نمی‌دهند فکر می‌کنند مال آنها زیاد می‌شود در حالی که خدا اتفاقی پیش می‌آورد که زیان آن به مراتب بیشتر از زیان ظاهری خمس دادن است. مثل هزینه‌های درمان بیماری‌های عجیب و غریب ، هزینه‌های تصادفات و ...

پی نوشت:

حکمت۱۰۶ ؛ ص ۳۷۸

گوهر نویس

 

توصیه حضرت علی علیه السلام وقتی که می‌خواهیم بنده‌ی خدایی را حاجت روا کنیم:

روا ساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید:

۱- خُرد شمردن آن، تا بزرگ نماید.

۲- پوشیدن آن تا آشکار گردد.

۳- و شتاب کردن در آن تا گوارا شود.

وقتی به کسی وعده برآورده کردن حاجتش را می‌دهیم باید شتاب کرد تا شیرینی‌اش را چشید. هم برای برآورده کننده حاجت و هم برای برآورده شده حاجت!

ما باید کار خیری که انجام می‌دهیم را کوچک بدانیم تا در درگاه الهی بزرگ شمرده شود و باید مخفیانه عمل کنیم تا در نزد پروردگار آشکارا شود.

پی نوشت:

حکمت ۱۰۰؛ ص۳۷۷

گوهر نویس

 

توصیه حضرت امیر علیه السلام وقتی که حدیثی را شنیدیم:

چون حدیثی شنیدید آن را فهم و رعایت کنید،

نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و به کار بندان آن اندک در شمار!


چه بسیار کمند عالمان عامل و چه بسیار زیادند عالمان بی‌عمل. عالمانی که همچون الاغ بار انبوه کتاب بر گرده خود دارند و دیگر هیچ!

پی نوشت:

حکمت ۹۸؛ ص ۳۷۶

گوهر نویس

 

مولایمان امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند:

هیچ کاری با تقوا اندک نیست و چگونه اندک بُوَد آنچه پذیرفتنی است.


عملی که خالصانه و همراه با تقوا انجام شود، در درگاه عظیم الهی مورد قبول واقع می‌شود.و کاری که خداوند عزیز متعال قبول کند بسیار ارزشمند و بزرگ است. چون خود خدا و صفات خدا بزرگ و بی‌نهایت هستند.

پی نوشت:

حکمت ۹۵ ؛ ص۳۷۶

گوهر نویس

 

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

دو چیز در زمین مایه‌ی امان از عذاب خدا بود، یکی از آن دو برداشته شد پس دیگری را بگیرید و بدان چنگ زنید:

اما امانی که برداشته شد رسول خدا صل الله علیه و آله بود و امانی که مانده است آمرزش خواستن است.

خدای تعالی فرماید: و خدا آنان را عذاب نمی‌کند حالی که تو در میان آنانی و خدا عذابشان نمی‌کند حالی که آمرزش می‌خواهند. انفال؛۳۳

بدون شک تنها استغفار زبانی (گفتن استغفر الله) کافی نیست. استغفاری که از دل برآید و با ندامت قلبی  و تصمیم بر جبران گناه همراه شود،  قطعا امان از عذاب را در پی خواهد داشت. ان‌شاءالله.

 

پی نوشت:

حکمت ۸۸؛ ص۳۷۴

گوهر نویس