گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس

سیری در امواج خروشان اقیانوس بی‌کران نهج البلاغه

گوهرنویس
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ آبان ۹۸، ۱۶:۳۷ - محمدرضا زارع
    خوب بود

۶ مطلب با موضوع «غفلت» ثبت شده است

حضرت امیر علیه السلام درباره تبلیغ بی‌اثر می‌فرمایند:

 آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد، چون تیرافکنى است که از کمان بى زه تیر اندازد.

کسی که مردم را به کاری تشویق و دعوت می‌کند اما خودش عمل نمی‌کند، مثل فرد تیراندازی که تیر در چلّه کمان بدون زه انداخته و تلاش بیهوده می‌کند. چنین تیری اصلا مقدمه و رکن اصلی رسیدن به هدف را ندارد. تیر حیران و سرگردان جلوی پای تیرافکن می‌افتد و هیچ اثری هم ندارد.

 مثل پدری که دائم پسرش را به نماز خواندن تشویق می‌کند اما خودش با شنیدن صدای اذان سر در گوشی و بی‌اعتناست. پدر باید با شنیدن صدای اذان ناگهان همه‌ی کارهایش را رها کند و مشتاقانه آماده‌ی نماز اول وقت شود تا پسرش هم دلباخته‌ی نماز شود.


مطالب بیشتر:

حضرت علی علیه السلام: من از این غفلت نگرانم...

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

پسر آدم را با ناز چه کار که آغازش نطفه بوده است و پایانش مردار. نه روزى خود دادن تواند و نه تواند مرگش را باز راند!


آدمی را چه به تکبّر و غرور! انسانی که آغازش مایعی بدبو و پایانش جامدی گندیده و متعفّن است چطور به خودش اجازه می‌دهد دربرابر خداوند قهّار گردن‌فرازی و قلدری کند؟!!!

انسانی که حتی نمی‌تواند روزی خود را تهیّه کند، بله نمی‌تواند. اگر همین آب که مایه‌ی حیات است نباشد، چه می‌شود؟ اگر همین خاک که به خیال ما خیلی بی‌ارزش است نباشد، چه می‌شود؟ اگر نور خورشید نباشد، چه می‌شود؟ 

اگر آب و خاک و نور خورشید نباشد هیچ موجود زنده‌ای از حیوانات و گیاهان وجود نخواهد داشت. پس ای انسان چگونه می‌توانی شکم خودت را سیر کنی اگر خدا  نخواهد روزی‌ات دهد؟!

ای انسان تو که نمی‌دانی تا کی زنده هستی، نمی‌دانی آیا یک ساعت دیگر هستی یا فقط جسمی خشک شده و منتظر دفن خواهی بود!؟ چگونه این چنین مستانه به دنبال جمع کردن پول هستی!؟ 

پس ای آدمیزادِ متکبّر و پرافاده، کمی کمتر ناز کن و به خودت بیاندیش. فکر کن از کجا آمدی؟ و به کجا می‌روی؟ و آمدنت بهر چه هست؟!

 

مطالب بیشتر:

خداوند دنیا را براى دوستانش نگزید

توصیف آنان که خواهان دنیا نیستند!

شادی با اندک دنیا شاخصه دنیاپرستان

چهار ویژگی منحصر به فرد دنیا

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه که اعتماد او بدانچه در دست خداست بیش از اعتماد وى بدانچه در دست خود اوست، بُوَد.


کسانی که همه‌ی امید و اعتمادشان به ثروت یا قدرت‌شان است و گمان می‌کنند حالا که پول و قدرت دارند می‌توانند هر کاری که دلشان بخواهد و به هر نحوی که میلشان بکشد، می‌توانند انجام دهند؛ اینان بسیار غافل و گمراهند و ایمان آنها دروغ مضحکی بیش نیست.

طبق این فرمایش حضرت ، همیشه باید حواسمان باشد ؛ چه فقیر ، چه پولدار ؛ چه ضعیف ، چه قوی ؛ همه و همه باید به قلب و درون خودمان مراجعه کنیم و ببینیم مثلا در پذیرفته شدن در کنکور ، آیا امید و اعتماد من  بیشتر به دانسته‌ها و تلاش خودم است یا به خداوند!؟ آیا برای تلاش‌های خودم یک حساب جداگانه باز کرده‌ام یا نه، تمام داشته‌هایم را از خدا می‌دانم و تنها امید یکتای بی همتایم خداوند مهربان قادر است؟

به قلب خودت رجوع کن، اگر دریافتی که اعتمادت به داشته‌هایت بیشتر از اعتمادت به خداوند است ، بدان که در ایمانت ریگی درشت به کفش داری و باید در اعتقاداتت تجدید نظر کنی! اما اگر دریافتی خدا و محبت خدا در قلبت لانه کرده و برای خدا حساب ویژه‌ای در دلت باز کرده‌ای، بدان که کارَت درست است و خدا را هزاران بار شکر گو. 


مطالب بیشتر:

توصیف آنان که خواهان دنیا نیستند!

شادی با اندک دنیا شاخصه دنیاپرستان

چهار ویژگی منحصر به فرد دنیا

فریفته دنیایى و سرزنشش مى نمایى!؟

گوهر نویس


مولا امیرالمومنین علیه السلام در موعظه و توبیخ یاران بی‌وفایش می‌فرماید:

اى بى خبران ... گوسفندى را مانید که چَرَد تا فربه شود و زیر کارد رود، و نداند از آن، چه خواهند، و با او چه کنند.! اگر بدان نیکى کنند روز خود را، روزگارش پندارد، و سیرى اش را پایان کار۱.


در طول تاریخ بشر اکثر مردم ، بی‌خبرانی بودند و هستند که  آنچنان زندگی گوسفندی خود را نشخوار می‌کنند که انگار نه انگار دنیای دیگری هم وجود دارد.چه ثروتمندان و چه فقرا! فرقی هم  نمی‌کند!

آنها که ثروتمندند ، حرص و طمع باعث می‌شود که فقط بچرند و فربه شوند. اصلا به پایان کار و هدف زندگی خود نمی‌اندیشند. گوسفند هم اگر می‌دانست غذایش می‌دهند تا چاق شود و در آخر چاقوی تیز به گلویش می‌نهند، هرگز این چنین حریصانه نمی‌خورد!

آنها که فقیرند، به دنبال لقمه نانی به هر کاری دست می‌زنند، انگار که تمام هدف زندگی سیری شکم‌شان است. هیچ‌گاه به پایان حقیقی زندگی  و هدف خلقت۲ نمی‌اندیشند.

بنابراین مثل گوسفند نباشیم!  

گوهر نویس


حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

پس اى شنونده از پس مستى هشیار باش و از خواب غفلت بیدار باش، ...  و بدانچه از زبان پیامبر امى (صلی الله علیه وآله) به تو رسیده نیک بیندیش! ...  ناز خود بنه و بزرگى فروختن بگذار و گور خویش به یاد آر! که گذرگاه تو بر آن است، و هر چه کنى بر تو تاوان است.


درگیر شدن و انس گرفتن با زندگی دنیا نوعی مستی است که همه ما را کم و بیش فرا گرفته است. اگر بتوانیم هر روز دقایقی را به محاسبه نفس خود اختصاص بدهیم و از حالت نئشگی و مستی خارج و به هشیاری برسیم ، گام بزرگی به سوی خدا برداشته‌ایم. حضرت توصیه می‌فرمایند که به کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله با دقت و بصیرت اندیشه کنید، سرسری و کم توجهی نکنید ، باور داشته باشید که خطاب پیامبر به خود شماست و برای فرمان‌برداری از رسول خدا تلاش کنید.

انسان مست در حقیقت انسانی است که غافل است و فراموش کرده که خداوند در همه جا و در همه زمان‌ها ناظر بر اعمال و افکار اوست. چون اگر بداند قدرت و بزرگی خدا را دیگر ناز نمی‌آورد و فخر نمی‌فروشد. قبر تاریک خویش را به یاد می‌آورد و باور می‌کند که هر چه کند به خود کند.


مطالب بیشتر:

 خشم‌تان فقط برای خدا باشد!

با هر آدمى دو فرشته است که او را مى پایند

بر مرگ پیشى گیرید

کلام حضرت علی ع در توصیف عاشق

گوهر نویس


حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

... من از این غفلت نگرانم  و شما و خود را از آن مى ترسانم. هر کسى باید از  کار خود سود ببرد، بینا کسى است که شنید، و اندیشید، و دید، و به دل بینا گردید، و از آنچه مایه عبرت است سود گزید...

مهمترین عامل افتادن در دام شیطان ، غفلت است. معمولا ما می‌دانیم که فلان کار اشتباه است ، می‌دانیم که گناه و نافرمانی خداست اما غافل هستیم. علت اصلی غفلت ما باور نداشتن و ضعف ایمان قلبی است. عامل غفلت آنقدر مهم است که حضرت امیر علیه السلام خودشان و ما را از آن می‌ترساند!

کسی که بصیرت و فهم دقیق و راهگشا داشته باشد هرگز دچار غفلت نمی‌شود. حضرت امیر علیه السلام بینا شدن را در چند مرحله برای ما به تصویر می‌کشند:

 اولین قدم برای بینا شدن ، شنیدن کلام خدا و اولیای خداست. ابتدا باید خود را در معرض کلام حق قرار داد و شنید.

 مرحله دوم تفکّر و اندیشه درباره معارفی است که شنیده است. اصول اعتقادی مثل توحید و نبوّت و امامت با فکر و استدلال عقلی به جان و دل انسان می‌نشیند و قلب را در راه دین قوّت می‌بخشد.

مرحله سوم بعد از شنیدن و اندیشیدن باید با چشم دل معارف توحیدی را دید و هضم کرد به نحوی که باور و ایمان قلبی تقویت شود و بصیرت نورانی بخش، تمام وجود انسان را در آغوش بگیرد.


مطالب بیشتر:

 از آداب بخشش در کلام امیرالمومنین ع

کلام حضرت امیر ع درباره انجام مستحبّات

فواید بیماری در کلام حضرت علی ع

خوشا به معادباورانی که ...

گوهر نویس